تبلیغات
بازاریابی اینترنتی - مطالب مرداد 1396
منوی اصلی
بازاریابی اینترنتی
  • smsbaz smsbazi دوشنبه 30 مرداد 1396 12:09 ق.ظ نظرات ()

    جنگ بازاریابی كه میان سایت های تخفیف گروهی نت برگ و تخفیفان آغاز شده است بحث داغی است كه این روزها در تمام محفل های استارتاپی درباره اش صحبت می شود. قضیه از اونجا شروع شد كه سایت نت برگ در یكی از صفحات آفر سایت خود به سایت تخفیفان به صورت مستقیم اشاره كرد و علنا آن را تخریب كرد. و ادامه ماجرا كه در این مقاله مفصل درباره اش صحبت خواهم كرد.

    خیلی از دوستان این قضیه را له كردن سایت تخفیفان توسط نت برگ عنوان كردند. در این مقاله قصد دارم درباره درگیری بین این دو سایت پر طرفدار كه در زمینه تخفیف گروهی فعالیت می كنند صحبت كنم.

     

    جنگ بازاریابی چیست؟

    قبل از اینكه به سراغ درگیری كه بین نت برگ و تخفیفان پیش آمده است برویم ببینیم جنگ بازاریابی چه مفهومی دارد؟ جنگ بازاریابی در واقع جنگی است كه در آن رقبا دشمن یكدیگر هستند. در این جنگ هر كسی پیروز است كه بتواند مشتری های بیشتری را جذب كند. رقبا در جنگ بازاریابی از هر روشی استفاده می كنند تا پیروز میدان شوند. از تبلیغات گرفته تا سئوی كثیف و …

    در جنگ بازاریابی هر كسی كه با بكارگیری استراتژی های خاص قصد دارد دشمنش را از میدان در كند برنده می شود.

    هر كسی كه نگذارد پول توی جیب شما برود رقیب شما محسوب می شود. ممكن است رقیب شما در رتبه اول گوگل باشد و به خاطر همین باعث شود مشتری های بالقوه شما را از آن خود كند!

    همانطور كه گفتم در جنگ بازاریابی ممكن است از روش هایی برای پیروز شدن استفاده كنند كه شاید از نظر خیلی ها غیر اخلاقی باشد! مثلا ممكن است به صورت كاملا مستقیم به رقیب مورد نظر اشاره شود. در این صورت ممكن است علنا بگویند مثلا از فلان برند نخرید بیاین از ما بخرید. یا مثلا فلان برند نمی تواند نیاز شما را به خوبی رفع كند چون ما اول هستیم قطعا ما بهتر هستیم.

    البته در بسیاری از موارد این حمله ها با سند و مدرك انجام می شود. كه در ادامه مثال هایی از این نوع تبلیغات برای شما خواهم زد.

     

    از چه روش هایی در جنگ بازاریابی استفاده می شود؟

    در جنگ بازاریابی معمولا از روش های زیادی استفاده می شود. مثلا سئوی منفی برای رقیب، كه در این روش ممكن است از طریق روش های سئوی منفی بخواهند رقیب خود را از نتایج گوگل به كلی حذف كنند.

    یا تبلیغاتی كه مستقیما مخاطبان و مشتریان رقیب را هدف می گیرد. در این روش ممكن است بانك ایمیل رقیب را بدست آورند و سایت خود را به همراه پیشنهاد ویژه و رد نشدنی به مخاطبان رقیب تحمیل كنند.

    همچنین از طریق تبلیغات طوری عمل می كنند كه بتوانند مشتریان و مخاطبان رقیب را قبل از دیده شدن آن ها از آن خود كنند. یكی از این روش ها تبلیغات گوگل است كه در ادامه درباره این روش و درگیری میان نت برگ و تخفیفان از این طریق صحبت خواهم كرد.

    در جنگ بازاریابی از هر روشی كه توسط آن بشه مخاطبان و در واقع مشتریان رقیب را مال خود كرد استفاده می شود.

     

    درگیری بین نت برگ و تخفیفان

    همانطور كه گفتم اولین بار نت برگ در آفری در سایت خود مستقیما به تخفیفان حمله ور شد و همانطور كه در عكس زیر مشاهده می كنید نت برگ از بزرگترین و بهترین بودن خود گفته است و اشاره ای هم به سایت تخفیفان كرده و گفته تا زمانی كه ما هستیم نیازی به تخفیفان و دیگر سایت های تخفیف گروهی ندارید!

    نت برگ

    همانطور هم كه می بینید در آدرس این صفحه اسم تخفیفان به صورت فارسی و انگلیسی نوشته شده است.

    اما این درگیری با تبلیغات گوگلی تخفیفان ادامه دار شد. همانطور كه در تصویر زیر می بینید سایت تخفیفان هم با اقدامی جالب و هوشمندانه تبلیغات گوگلی خود را به نحوی انجام داده كه با سرچ كلمه “نت برگ” سایت تخفیفان اولین سایت نمایش داده می شود.

    تخفیفان

    البته این جور تبلیغات مسلما هزینه زیادی دارد. به خاطر اینكه در حالت معمولی تبلیغات گوگلی طوری است كه تبلیغات در پایین صفحه اول نمایش داده می شود.

    سایت نت برگ هم دقیقا همین كار را كرده است. زمانی كه شما كلمه “تخفیفان” را در گوگل سرچ می كنید سایت نت برگ بالاتر از سایت تخفیفان و در جایگاه اول نمایش داده می شود. البته سایت نت برگ در تبلیغات گوگل خود از صفحه ای كه تخفیفان را در آن تخریب كرده است هم استفاده كرده كه آن صفحه تقریبا در رتبه سوم یا چهارم نتایج جست و جو قرار گرفته است.

    البته كاری كه نت برگ كرده است بیشتر به خاطر سئو و تبلیغات گوگل بوده است. چون در تبلیغات گوگل كلمه ای كه قصد دارید با آن سایت شما نمایش داده شود باید در سایت مورد نظر باشد. همینطور سایت تخفیفان هم اسمی از نت برگ در یكی از صفحات سایت خود برده است و دقیقا حرف هایی كه نت برگ درباره تخفیفان گفته بود را در آن صفحه تخفیفان بر علیه نت برگ گفته است.

    پیشنهاد ویژه همیار وب : چرا سایت دیوار موفق است؟

    اگر از دید دیگری بخواهیم به كاری كه نت برگ كرده است نگاه كنیم باید متوجه آن شویم كه حتما دلیل خاصی داشته است كه نت برگ دقیقا همان صفحه ای كه به تخفیفان اشاره كرده است را در تبلیغات گوگلی خود آورده است. مسلما دلایل خاصی داشته است. یكی از دلایلش این است كه آن صفحه به شدت دیده می شود و سایت نت برگ از همین فرصت هم برای ارائه آفر های ویژه خود در همان صفحه استفاده كرده است! آفر هایی كه در آن صفحه مشاهده می كنید ممكن است آفر های خیلی خاصی باشد.

    همانطور كه در تصویر بالا هم دیدید كلمه trend در URL آن صفحه مشاهده می شد. قطعا این كارها دلایل خاصی دارد كه نت برگ از آن ها استفاده كرده است.

     

    آیا این روش تبلیغاتی اخلاقی است؟

    همانطور كه گفتم در جنگ بازاریابی هیچ چیزی جلو دار رقبا نیست! از هر روشی كه فكر می كنند پیروزشان می كند استفاده می كنند. مسلما توی دعوا حلوا پخش نمی كنند. بعضی ها هم این روش ها را قبول ندارد و این كارها را اخلاقی نمی دانند كه از نظر من ربطی به اخلاق ندارد. همچنین از نظر قانونی هم این نوع تبلیغات مشكلی ندارد.

    در كشورهای دیگر این روش از تبلیغات و بازاریابی جا افتاده است و میان برند های مطرح دنیا چنین درگیری هایی پیش می آید. البته همانطور گه گفتم این مسائل امری طبیعی است و به هیچ وجه نمیشه گفت درگیری! رقابت از هر نوعی ممكن است میان رقبای كسب و كار ها باشد.

    تصویر زیر مربوط به یكی از تبلیغات كمپانی نیسان برای جدیدترین مدل ماشینش یعنی GTR است. این تبلیغ بسیار خلاقانه و تاثیر گذار بوده است. طوری كه مورد توجه بسیاری از افراد قرار گرفته است.

    تبلیغ نیسان

    در این تبلیغ، نیسان لوگوی ماشین جدیدش را روی یك ساتور قرار داده است. از آن طرف لوگوی رقیب خودش یعنی فراری را روی یك ظرف گوشت بسته بندی شده گذاشته است. زیر لوگوی فراری نوشته شده است من اسب فراری را شقه شقه كردم. در واقع نیسان در این تبلیغ علنا گفته اسب فراری هیچ قدرتی در برابر محصول جدید من ندارد!

    پس همانطور كه ملاحظه كردید جنگ بازاریابی و در واقع تبلیغات این چنینی در همه جای دنیا به ویژه میان برند های معروف به چشم می خورد. این كه با سرو صدای زیاد در كشور ما برای اولین بار دیده شده است خیلی جالب و عجیب بوده است.

     

    نت برگ یا تخفیفان؟ كدام بهتر هستند؟

    این كه نت برگ بهتر است یا تخفیفان سوالی است كه نمیشه به راحتی به آن پاسخ داد. به خاطر این كه رقابت میان آنها بسیار شدید است. از طرفی خیلی از دوستان این دو سایت را مورد تحلیل قرار داده اند و در ادامه در این مورد صحبت می كنم.

    سایت تخفیفان با مدیریت خانوم دانشور ادعا كرده كه اول است. یعنی اینكه اول تخفیفان بوده و بعد نت برگ آمده. همین الان هم كه بخواهید هویز دامین این دو سایت را ببینید متوجه می شوید كه تخفیان اول بوجود آمده است با توجه به اینكه نت برگ هویز دامین خودش را قفل كرده است و نمیشه فهمید دامین از چه سالی آنلاین شده است.

    مسلما اگر نت برگ از این قضیه ترسی نداشت هیچ وقت هویز دامین سایت خودش را قفل نمی كرد. البته با این كار ممكن است به سئوی سایت خود هم لطمه ای وارد كند. با این حال هر دو سایت اعلام كرده اند كه ما اول هستیم!

    از طرفی زمانی كه رتبه الكسای این دو سایت را بررسی كنید می بینید كه سایت نت برگ رتبه 62 ایران را از آن خود كرده است ولی سایت تخفیفان با اختلاف تقریبا دو برابری رتبه 112 ایران را در الكسا دارد. با این حال ترافیك روزانه این دو سایت خیلی از هم فاصله ندارد.

    فكر نكنید چون سایت نت برگ 2 برابر بیشتر از تخفیفان رتبه الكسا دارد ترافیك سایتش هم در روز دو برابر سایت تخفیفان است. نه به هیچ وجه! البته همانطور كه قبلا گفته بودم به هیچ وجه رتبه الكسا چیزی نیست كه بشود از طریق آن موفقیت یك سایت را تضمین كرد. شاید سایت نت برگ از طریق ترافیك مصنوعی یا تبلیغات بی هدف توانسته است به این جایگاه برسد.

     

     

    در كل به هیچ وجه نمی توان گفت كدام یك بهتر از دیگری است. شاید فقط با برگذاری یك نظر سنجی فهمید كدام یك از آن ها بهتر هستند!

    پیشنهاد دیگری از همیار وب : آیا در آینده آپارات جای تلویزیون را خواهد گرفت؟

     

    جمع بندی و سخن آخر

    این كه كی اول بوده یا كی رتبه الكسای بهتری دارد دلیل بر خوب بودن آن نیست. در این جنگ كسی برنده می شود كه بتواند به مخاطبان خود  ثابت كند بهترین است. هر كدام كه بتوانند دیگری را از دور خارج كنند برنده این جنگ هستند. حالا ممكن است از روش های اخلاقی و غیر اخلاقی هم استفاده كنند.

    به نظر می رسد از این به بعد آفر های بیشتر با درصد تخفیفات بیشتری را باید از این دو سایت ببینیم. به نظر من این دو سایت بیشتر باید روی آفر های دیگر استان های كشور كار كنند. همانطور كه در جریان هستید بیشتر تمركز تا الان روی تهران بوده است و الان دوسالی است كه روی شهر های دیگر هم دارند مانور می دهند.

    به نظر من هر كسی كه بتواند از نقطه ضعف دیگری استفاده كند برنده است. این نقطه ضعف می تواند یك آفر خیلی خاص باشد. هر چه آفر های متنوع تر در موضوعات مختلف ارائه دهند مخاطبان بیشتری را می توانند به سایت خود جذب كنند.

    جالب است بدانید بیش از 90 درصد كسانی كه در نت برگ عضو هستند در تخفیفان هم عضویت دارند. پس از همین مورد میشه فهمید رقابت بسیار بسیار شدید است.

    امیدوارم از این مقاله استفاده كافی را برده باشید و بتوانید از این تكنیك هایی كه در این مقاله مطرح شد در جنگ های بازاریابی احتمالی با رقبای خود استفاده كنید.منبع : همیار وب

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi دوشنبه 23 مرداد 1396 11:43 ب.ظ نظرات ()

    سالها پیش، وقتی شروع به مطالعه درمورد بازاریابی آنلاین كردم متوجه شدم كه بیشترین چیزی كه كاربران ایرانی به آن نیاز دارند مطالب و راهنماهای عملی است. چیزی كه بتواند آنها را دقیقا با روش كار و برنامه ریزی برای بازاریابی تجارتشان آشنا كند. كاربران همه میدانند كه بازاریابی محتوا چیست، اما خیلی ها دقیقا نمیدانند كه چگونه باید بصورت اصولی برای بازاریابی محتوا برنامه ریزی كرد.

    هركس مطالب وبلاگ من را دنبال كرده باشد، میداند كه اولویت من به اشتراك گذاری كار و نقطه نظراتم با مخاطبانم است. چیزی پنهان بین من و مخاطبم وجود ندارد. برعكس اعتقاد دارم به اشتراك گذاری اطلاعات كامل نه تنها باعث كمتر شدن سود و درآمد من نمیشود، بلكه ارتباط من با مخاطبم را بهتر میكند و فرصتهایی برای 2 طرف بوجود میآورد.

    پلن و استراتژی محتوا كه امروز با شما به اشتراك خواهم گذاشت در واقع در منابع انگلیسی موجود است، اما مشابه آن را من در وب فارسی ندیده‌ام. از آنجایی كه بك لینك فله‌ای و سئو دیگر كارآیی گذشته را ندارند، كاربران نیاز دارند تا با استراتژی‌های عملی بازاریابی اینترنتی آشنا شوند. جای خالی مطالب عملی واقعا احساس میشود.

    این راهنما دارای 2 قسمت است. یك قسمت فریمورك آماده استراتژی بازاریابی محتوا كه در آخر مقاله میتوانید آن را دانلود كنید و یك قسمت هم ۀآموزش و نحوه استفاده از این فریمورك.

    پس اجازه دهید كه شروع كنیم…

    اگر یك استارت آپ هستید، تجارت آنلاین دارید و یا حتی یك وبلاگ نویس هستید حتما با بازاریابی محتوا آشنا هستید. امروز دیگر ضرورت استفاده از محتوا برای جذب مشتریان بالقوه و ساخت برند برای همه آشكار هست. بارها این مساله را دیده‌ایم كه كسانیكه حتی محتوای ارجینال هم تولید میكنند به هدف خود نمیرسند، محتوای آنها در موتورهای جستجو رتبه نمیگیرد و در شبكه های اجتماعی كسی آن را نمیبیند. در واقع شعله ور نمیشود و حركت نمیكند! كسی آن را شیر نمیكند و كسی درمورد آن گفتگویی نمیكند.

    اینكه چرا این اتفاق می‌افتد و گاهی اوقات حتی محتوای ارجینال هم نتیجه مورد نظر را نمیگیرد طبعا به فاكتورهای زیادی بستگی دارد. اما اگر بخواهم مهمترین آنها را بگویم، نداشتن یك استراتژی برای بازاریابی اینترنتی و بازاریابی محتواست. حالا معنی این كلمات قلمبه سلمبه “استراتژی” و اینجور چیزها چی هست؟ در ادامه به ساده ترین روش ممكن برای شما توضیح خواهم داد.

    ببینید، بازاریابی محتوا و بازاریابی اینترنتی هم مثل تجارت است. همانطور كه برای داشتن یك كسب و كار موفق ما نیاز به یك هدف گذاری و برنامه مدون داریم كه هم وظایف، كارها و زمان بندی ها مشخص باشند و هم آخر هر ماه روند پیشرفت و پسرفت و نقاط قوت و ضعف كسب و كارمان را بررسی كنیم و برای حل مشكلات اقدام كنیم، برای بازاریابی اینترنتی خودمان هم به برنامه نیاز داریم. در واقع داشتن یك برنامه و استراتژی محتوای مكتوب به ما برای پاسخ دادن به این سوالات كمك خواهد كرد:

    1. برای چه كسی میخواهیم بنویسیم؟ مخاطب ما كیست؟ نیاز و مشكلات آنها چیست و چگونه میتوانیم به آنها كمك كنیم؟
    2. به چه هدفی میخواهیم برسیم؟ اهداف تجاری ما چیست؟ فروش بیشتر؟ ساخت برند و…
    3. منابع و بودجه ما چقدر است؟ چه منابعی در اختیار داریم؟ چند نویسنده داریم؟
    4. بازاریابی محتوا چگونه میتواند برای رسیدن به هدف تجاری به ما كمك كند؟
    5. رقبای ما چه كسانی هستند؟
    6. تفاوت ما با بقیه رقبا چیست؟ در چه كاری مهارت بیشتری داریم و منحصر به فرد هستیم؟
    7. نقاط ضعف و قوًت ما كجاست؟ باید به كدام سمت و سو حركت كنیم؟

    در حقیقت ما با داشتن یك برنامه، روند پیشرفت كارها را بررسی میكنیم و برای آینده دوباره برنامه ریزی میكنیم. در طول زمان كسب و كارمان را بهتر و بهینه تر میكنیم. كارهایی كه بیشترین بازده و جواب را میدهند شناسایی میكنیم و كارهای بدون بازده را از برنامه خود حذف میكنیم.

    بازاریابی محتوا و استراتژی بازاریابی محتوا

    بازاریابی محتوا استراتژی تولید و انتشار محتوا است، محتوایی كه باعث افزایش اعتبار و میزان اعتماد مشتریان به شما میشود. راهی است برای ارتباط موثر و دوطرفه با مخاطب و ساخت گروهی وفادار از مخاطبان، مخاطبانی كه اسم و برند شما را به گوش همه میرسانند.

    تفاوت بین “بازاریابی محتوا” و “استراتژی بازاریابی محتوا” از اسمش مشخص است. بازاریابی محتوا به خود عمل تولید محتوا به منظور بازاریابی و جذب مشتری گفته میشود. امٌا استراتژی بازاریابی محتوا، پلن و برنامه مكتوب برای تولید محتوای هدفمند و همچنین تحلیل بازدهی و بهینه سازی روند بازاریابی محتواست.

    مساله را ساده ببینید. شما تقریبا در زندگی برای اینكه بتوانید هر كاری را با بهترین بازدهی انجام دهید نیاز دارید برای آن كار برنامه‌‎ریزی كنید. این موضوع خواه تجارت شما باشد، خواه شخصیت شخصی شما باشد، روابط احساسی شما باشد یا وزن كم كردن و داشتن بدنی سالم و غیره…

    با هدف گذاری و برنامه‌ریزی برای مدیریت زمان، میتوانید به نتایج دلخواه خود برسید. دقیقا تجارت و بازاریابی هم به همین صورت عمل میكند. شما اهداف و برنامه های خود را مكتوب میكنید و نتایجِ به دست آمده را هربار بررسی و تحلیل میكنید. اینقدر اینكار را تكرار میكنید تا به هدف خود برسید.

     

    پلن استراتژی بازاریابی محتوا و روش استفاده

    فریم ورك استراتژی محتوا كه برای شما تهیه كرده‌ام یك مدل كامل است. در برخی شرایط شاید شما نیاز به استفاده و پر كردنِ تك تك فیلدهای آن را نداشته باشید. در ادامه‌ مهم‌ترین قسمتهایِ پلن را همراه با آموزش برای شما خواهم گفت.

    پلن را میتوانید توسط نرم افزار Microsoft Excel ویا docs.google.com اجرا كنید. وقتی پلن را اجرا كنید، اولین صفحه‌ای كه باز خواهد شد، صفحه‌ی برنامه استراتژیك است.

    صفحه اول – برنامه استراتژیك

    این صفحه، صفحه اصلی پلن استراتژی محتواست. كه شامل هدف گذاری، چگونگی استفاده از محتوا برای بازاریابی اینترنتی، تحلیل رقبا و غیره… میباشد.

    برنامه استراتژیك بازاریابی محتوا

    از اهداف تجاری شروع كنیم. كمی صفحه را پایین بكشید تا اهداف تجاری را ببینید.

    اهداف تجاری بازاریابی محتوا

    مرحله اول – اهداف تجاری:

    در برنامه‌ریزی، اولین و مهمترین چیز هدف گذاریست. باید تصمیم بگیرید چه چیزی میخواهید به دست بیاورید، قبل از اینكه تصمیم بگیرید چگونه میخواهید آن را به دست بیاورید. پس در استراتژی بازاریابی محتوا ما با اهداف تجاری شروع خواهیم كرد. من بصورت گام به گام برای شما توضیح خواهم داد تا راحت تر مطلب را درك كنید. در حالیكه برخی از اهداف ممكن است واضح و روشن باشند، برخی دیگر را شاید لازم باشد فعلا هدس بزنید. در بازاریابی، گاهی لازم است هدسیات و ایده های خود را تست كنید تا ببینید كدامیك بازدهی بهتری خواهند داشت.

    توصیه میكنم هدف گذاری و برنامه ریزی خود را انجام دهید و حدود 3 تا 6 ماه آن را تست كنید. سپس نتایج خود را بررسی و بهینه سازی كنید. به این ترتیب زمان لازم برای بررسی و تست كردن ایده های خود را خواهید داشت.

    تصمیم بگیرید چگونه میخواهید از بازاریابی محتوا برای رشد تجارت خود استفاده كنید.

    اهداف تجاری > اهداف كسب و كار:

    یك هدف كلی برای استراتژی محتوای خود در نظر بگیرید و آن را در قسمت “اهداف كسب و كار”بنویسید؛ احتمالا هدف شما یكی از اهداف زیر خواهد بود، پس یكی یا چندتا از آنها را انتخاب كنید:

    • جذب لید و مشتریان بالقوه برای ایجاد ارتباط‌های بعدی و تبدیل آنها به مشتری.
    • فروش محصولات. كمك به تیم فروش برای فروش سریعتر محصولات.
    • بازاریابی. ایجاد علاقه به محصولات یا خدمات.
    • توسعه ویا تغییر افكار عمومی درباره برند یا محصولات شما.
    • ساخت گروه طرفداران برای تعامل با برند شما در شبكه‌ها و مكانهای اجتماعی
    • خدمات پس از فروش. كمك بو رفع مشكل مشتریان برای استفاده كامل از محصولات شما
    • رهبری افكار. توسعه نام، اعتبار و تاثیر گذاری بر صنعت كاری.

    اهداف خود را بصورت واضح و دقیق بنویسید

    1. در قسمت اهداف كسب و كار هدف اصلی خود را انتخاب كنید و چندین هدف زیرمجموعه نیز بنویسید.
    2. در فیلد تاثیر بر كسب و كار، مشخص كنید كه چرا میخواهید به آن هدف برسید. جواب شما راهی مشخص برای رشد تجارتتان را مشخص میكند و اینكه چرا و با چه انگیزه‌ای میخواهید این كار را انجام دهیدو چه تاثیری بر تجارت شما خواهد داشت.
    3. در فیلد معیارها، هر راهی كه بتوانید با آن وضعیت فعلی تجارت، میزان فروش محصولات، میزان بازدید از وبسایت شما و هر آماری كه وضعیت فعلی شما را مشخص كند را بنویسید. ممكن است برای اینكار از یك نرم افزار تحلیلگر مثل گوگل كمك بگیرید یا نرم افزار ارتباط با مشتری یا هر چیز دیگری.
    4. در ادامه و فیلدهای بعدی شما نتایج بدست آمده را هر 3 ماه یكبار با نتیجه فعلی بررسی خواهید كرد و خواهید فهمید تلاش ها و استراتژی بازاریابی محتوای شما چگونه و چه تاثیری بر تجارتتان گذاشته.

    مرحله دوم – استراتژی محتوا و مخاطبان هدف شما

    قسمت استراتژی محتوا

    كمی بالاتر از قسمت اهداف تجاری، قسمت استراتژی محتوا وجود دارد. تصمیم بگیرید كه چگونه میخواهید از بازاریابی محتوا برای رسیدن به اهداف تجاری خود استفاده كنید. چند شكل گرافیكی برای شما تهیه كرده‌ام كه روش های اصلی را پوشش میدهند، اگر شما روش متفاوتی برای سایت خود دارید، آن را بنویسید.

    قسمت ترافیك مستقیم: جذب ترافیك از شبكه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو به وبلاگ – سپس از وبلاگ به صفحات فرود (توسط Call To Actionها).

    ترافیك مستقیم

    قسمت پیام‌های یكپارچه: جذب ترافیك از طریق شبكه‌های اجتماعی و وبلاگ برای عضویت در وبسایت شما.

    عضویت

    قسمت تمركز بر فروش: جذب ترافیك از طریق شبكه‌های اجتماعی و وبلاگ، ویدئو و پادكست ها به صفحات فروش محصولات.

     تمركز بر فروش

    قسمت پیام اصلی

    در سمت راستِ استراتژی محتوا قسمت پیام اصلی وجود دارد. در این قسمت مخاطب هدف خود را انتخاب میكنید و دقیقا مشخص خواهید كرد كه محتوا، خدمات یا محصولات شما چگونه به مشتریان كمك میكند و مشكلاتشان را برطرف میسازد.

    قسمت مخاطبها: در خصوص نحوه پژوهش و انتخاب مخاطبان هدف مقالات بسیاری نوشته شده. بصورت خلاصه بگویم كه هرچه مخاطبان و مشتریان خود را دقیق تر و بهتر بررسی كنید، بهتر نتیجه خواهید گرفت. در این فیلد مخاطبان هدف خود را بنویسید.

    مخاطبها

    مثال برای پر كردن فیلد مخاطب هدف

    شرح ماموریت: محتوا و محصولات شما چه ارزشی به زندگی مخاطبانتان اضافه خواهد كرد؟ مخاطب با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه تغییری در زندگی‌اش ایجاد خواهد شد؟ در این قسمت بنویسید. (هر چه این قسمت ها را دقیق تر و صادقانه تر پر كنید، برند بهتری خواهید ساخت)

    شرح ماموریت

    مثال پر كردن فیلد شرح ماموریت

    پیام یا سوال اصلی: مشتری با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه سودی خواهد كرد؟ بنویسید. همچنین چندین پیام ثانویه نیز برای خود در نظر بگیرید.

    پیام اصلی

    مثال – پیام اصلی

    مرحله سوم – تحلیل رقبا

    در این قسمت شما اسامی رقبای اصلی خود را خواهید نوشت و یكبار دیگر كار آنها را تحلیل خواهید كرد. وبسایتشان چیست؟ چه میكنند؟ روی چه موضوعاتی كار میكنند؟ چه مینویسند؟ هر چند مدت یكبار؟  فاصله ما با آنها چقدر است؟ وغیره…

    مرحله چهارم – عامل تفاوت

    در بازارهای پر جمعیت و رقابتی، كسب و كارهای كوچك، برای اینكه بتوانند در صحنه رقابت باقی بمانند و اسمی برای خود دست و پا كنند، باید متفاوت باشند و بصورت ویژه روی تفاوت خود تمركز كنند. این یكی از مهمترین ویژگیهایی است كه یك كسب و كار نوپا باید برای ساخت برند در یك بازار رقابتی از آن استفاده كند.

    منظور از عامل تفاوت چیز خیلی خاص یا پیچیده‌ای هم نیست. بعنوان مثال فرض كنید در حوزه كاری شما 3 شركت بسیار بزرگ با خدمات گسترده وجود دارد. اما شما پی میبرید كه هیچكدام از آنها روی ارائه فقط یك سرویس خاص تمركز ندارد و به دلیل بزرگی شركتشان وقت كافی با مشتریان نمیگذارند.

    شما میتوانید فقط روی یك خدمات ویژه بصورت حرفه‌ای و كامل تمركز كنید و عامل تفاوت خود را گذراندن وقت بیشتر با مشتری و آموزش و ارتباط بهتر با آنها قرار دهید.

    عامل تفاوت

    مثال – عامل تفاوت

    مرحله پنجم – كانال بازاریابی

    بالای صفحه، قسمت كانال های بازاریابی قرار دارد. در این قسمت مشخص خواهید كرد كه چه نوع محتوایی را توسط چه كانالی میخواهید منتشر كنید. مقالات را از طریق وبلاگ تان. ویدئوهایتان را از طریق سایت یوتیوب. محتوای روزانه یا مخصوص شبكه‌های اجتماعی را از طریف فیسبوك یا گوگل+ و غیره…

    برای هر قسمت، توضیحات كامل و هدف مشخص كنید. میخواهید مردم از شبكه‌های اجتماعی به وبلاگ شما بیایند؟ یا در یوتیوب آمار بازدید ویدئوهای شما بالا برود؟ در فیسبوك لایك بیشتری داشته باشید و غیره… همه را بنویسید.

    كانال بازاریابی

    مثال – كانال بازاریابی

    با پر كردن این قسمت ها، شما صفحه اول پلن استراتژی بازاریابی محتوای خود را پر كرده‌اید.

    صفحه دوم – ایده‌ها (جمع آوری و نوشتن ایده‌های جدید برای تولید محتوا بصورت مستمر)

    اگر وبلاگ نویس هستید یا حتی سعی بر نوشتن كرده باشید احتمالا مهمترین مساله برای شما این است كه چه بنویسید؟ مقاله‌ی بعدی شما در چه مورد باشد؟

    خوب، باید بدانیم كه كار یك نویسنده تنها نوشتن نیست. نویسنده باید در طول روز ایده پردازی كند و بصورت مرتب ایده‌های خود را در دفترچه یادداشت خود بنویسد. تا در صورت لزوم از این ایده ها برای مقالات خود استفاده كند. در مقاله فواید وبلاگ نویسی در خصوص این موضوع بیشتر توضیح داده ام.

    در پلن استراتژی محتوا، قسمت ایده‌ها را به همین موضوع اختصاص داده‌ام. ایده‌های اصلی خود را در این قسمت درج كنید. مهم نیست كه حتما تمام جزئیات را وارد كنید؛ در طول زمان آنها را ویرایش و اضافه خواهید كرد.

    ایده

    عكس صفحه‌ی ایده ها

    نكته: برای اینكه بتوانید ایده‌های بهتری برای مقالات خود داشته باشید، 2 روش را توصیه میكنم كه به شخصه از آنها استفاده میكنم و ثابت شده هستند. یكی اینكه به دنیای اطراف خود توجه كنید و بخوانید. آگهی ها، روزنامه ها، صحبتهای دیگران را بخوانید؛ اگر به دنیای اطراف خود توجه كنید ایده‌های زیادی به دست خواهید آورد. لازم نیست این ایده ها حتما به كار شما مرتبط باشند، گاهی اوقات ایده های نامرتبط را میتوانید به خوبی به كارتان ارتباط دهید.

    راه دیگر مطالعه و بالا بردن دانش است. هرچه بیشتر مطالعه كنید و آگاهی خود را بالاتر ببرید، فكر شما بازتر خواهد شد و ایده های بیشتری برای نوشتن خواهید گرفت.

    صفحه سوم – برنامه سرمقاله

    برنامه سرمقاله، قسمتی است كه شما و تیم نویسندگان، باهم برنامه تولید محتوای خود را بررسی میكنید و تصمیم میگیرید. با نگاه به عكس متوجه خواهید شد چگونه باید از این قسمت استفاده كنید. زمانیكه استراتژی و اهداف خود را كامل كردید، نوبت به تصمیم گیری در خصوص این است كه چه محتوایی نیاز است چاپ شود، در چه تاریخی و به چه هدفی باید چاپ شود.

    سرمقاله

    صفحه برنامه سرمقاله

    اگر یك شركت و یك تیم تولید محتوا دارید، سردبیر بخش تولید محتوا به همراه نویسندگان میتوانند این قسمت را تنظیم كنند. و یا حتی خود شما به تنهایی میتوانید این كار را انجام دهید.  هدف این است كه از میان كلمات كلیدی انتخابی خود، ایده های خود و بررسی روند بازاریابی خود محتوای مورد نیاز را انتخاب كنید و اهداف و محتوای مورد نیاز برای برنامه هفتگی و ماهیانه بازاریابی محتوای خود را مشخص نمائید.

    صفحه چهارم – برنامه زمانی بازاریابی

    بعد از اینكه اهداف و برنامه‌های خود را بصورت كامل مشخص كردید، نوبت این است كه بصورت دقیق مشخص كنید كه چه محتوایی، در چه روزی و توسط چه كسی باید نوشته شود. برنامه زمانی بازاریابی دقیقا به همین منظور تشكیل شده. در این قسمت میتوانید برنامه یك ماه محتوای خود را تنظیم كنید و تیم تولید محتوای خود را از این برنامه مطلع نمائید.

    میتوانید برای هر نویسنده، یك رنگ خاص مشخص كنید و فیلدها را بصورت رنگ بندی قرار دهید، تا هر كسی بداند چه محتوایی را باید تهیه كند.

     برنامه زمانی بازاریابی

    صفحه برنامه زمانی بازاریابی

    صفحه پنجم – تحلیل سوالات و مشكلات

    هر نوع تجارتی داشته باشید، هدف اصلی شما باید رضایت مشتریان و رفع مشكلات آنها باشد. اینكار هم به شما برای ایجاد یك گروه مشتریان وفادار كمك میكند و هم باعث میشود نقاط ضعف خود را بهتر بشناسید و برای بهتر كردن آنها برنامه ریزی كنید.

    در بازاریابی محتوا، علاوه بر این 2 فایده، سوالات و مشكلات مشتریان به شما برای گرفتن ایده های جدید برای تولید محتوا نیز كمك میكند. كار با این صفحه بسیار راحت و واضح است و نیاز به توضیحات اضافه ندارد، كافیست نگاهی به آن بیندازید تا همه چیز را متوجه شوید.

    حالا دیگر نوبت شماست. نوبت این است كه دست به كار شوید و از همین الان استراتژی بازاریابی محتوای خود را تهییه كنید و شروع به تولید محتوا و جذب مشتری كنید. به امید خدا و موفقیت شما در تجارتتان.


     

    دانلود فریمورك استراتژی بازاریابی محتوا

    بعد از دانلود فریمورك آماده و رایگان استراتژی بازاریابی محتوا، لطفا این مقاله را در شبكه های اجتماعی با دوستانتان به اشتراك بگذارید و از ما نیز حمایت كنید.

    متشكریم! شما میتوانید فریمورك بازاریابی محتوا را از این صفحه دانلود كنید.

     

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi پنجشنبه 19 مرداد 1396 12:36 ق.ظ نظرات ()

    در مطلب قبلی گفتیم که امروز تکنولوژی ها سریع‌تر از حجم محتوا رشد کرده‌اند و عملاً دغدغه‌ی امروز دنیا، بیشتر از هر چیز دیگری محتواست. اما سوال اینجاست که روش‌های کسب درآمد از محتوا چیست؟ این مطلب، در عصر ایران منتشر شده است و اگر قبلاً آن را خوانده‌اید می‌توانید مستقیماً به سراغ نوشته‌های بعدی این سری بروید.

     

    طبیعی است که تعداد روش‌هایی که می توان توسط آنها با استفاده از محتوا، درآمدزایی کرد، محدود و مشخص نیست و کاملاً تابع خلاقیت «خالق محتوا» است. اما در اینجا به برخی از متداول‌ترین شیوه‌های کسب درآمد از طریق محتوا می‌پردازیم.
    در آینده به بررسی نقاط قوت و ضعف هر یک از این روش‌ها خواهیم پرداخت:
    روش اول: فروش مستقیمدر این روش، محتوای تولید شده، قیمت‌گذاری شده و مستقیماً فروخته می‌شود. زمانی که مایکروسافت، هر نسخه از ویندوز خود را می‌فروشد، زمانی که یک ناشر، نسخه به نسخه کتاب‌های خود را می‌فروشد،‌ زمانی که یک «قالب گرافیکی وبسایت» یا یک کتاب الکترونیکی در اینترنت فروخته می‌شود، زمانی که برای دانلود یک نرم‌افزار موبایل، پولی را پرداخت می‌کنیم، یک محتوا به صورت مستقیم فروخته شده.

    روش دوم: فروش حق اشتراک زمانی

    در این شیوه، شما استفاده از محتوا را برای مدت معینی به طرف مقابل واگذار می‌کنید و او پس از پایان مهلت مقرر، امکان استفاده از محتوای شما را ندارد. به عنوان مثال، زمانی که یک آنتی ویروس، لیسانس یک ماهه یا یک ساله خود را به شما واگذار می‌کند. بسیاری از نشریات بزرگ دنیا نیز، به همین شیوه، فرصت دسترسی را به کاربر می‌دهند. مثلاً با پرداخت چند ده دلار، می‌توانید به آرشیو یک مجله بزرگ دسترسی داشته باشید و بلافاصله پس از مهلت مقرر، دسترسی شما به صورت کامل قطع می‌شود.

    دقت کنید که «اشتراک مجلات کاغذی» که هم اکنون عرضه می‌شوند، عملاً از جنس فروش مستقیم هستند و در دسته اول قرار می‌گیرند. چون در دسته‌ی دوم، به محض پایان دوره مقرر، شما به محتوا دسترسی ندارید. کلوپ‌های فیلم که اشتراک ماهیانه یا سالیانه دارند نیز در این طبقه‌بندی قرار می‌گیرند.

    روش سوم: فروش حق اشتراک بر اساس تعداد استفاده

    برخی از بزرگترین آرشیو‌های مقالات تحقیقاتی دنیا از این نوع هستند. با پرداخت مبلغی مشخص، به شما اجازه می‌دهد هر زمان که خواستید هر مقاله‌ای را که خواستید دانلود کنید. اما پس از تعداد مشخصی دانلود کردن، دیگر به شما این فرصت داده نخواهد شد.

    مشاوران تلفنی خانواده در بسیاری از کشورها، حق اشتراک از این نوع می‌فروشند. شما با پرداخت مبلغی پول، می‌توانید در مجموع، مثلاً چهار ساعت با آنها صحبت کنید. ممکن است این اعتبار را در یک تماس تلفنی یا طی دو سال، طی هشت تماس تلفنی نیم ساعته هزینه کنید.

    روش چهارم: تبلیغات جانبی

    ممکن است خود محتوا به صورت رایگان در اختیار همه قرار گیرد. اما از فضایی که در کنار آن قرار می‌گیرد، برای تبلیغ استفاده شود. سایت‌های خبری، عمدتاً بر اساس این مدل تولید محتوا، درآمدزایی می‌کنند.
    محتوا به رایگان در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد اما فضای کنار صفحه، به خاطر بازدیدهای زیاد، به فضایی ارزشمند برای تبلیغات تبدیل می‌شود. بسیاری از نرم‌افزارهای رایگان موبایل هم اینگونه هستند.

    روش پنجم: ترویج نام تجاری

    درآمدزایی از این روش، مستقیم نیست. اما شکل آن تا حد زیادی به روش چهارم نزدیک است. به عنوان مثال، فرض کنید شما یک دفتر حقوقی دارید. بعید است تبلیغات مستقیم و کارت ویزیت و بروشور،‌ بتواند به سادگی برای شما مشتری ایجاد کند. اما فرض کنید یک دفترچه ده صفحه‌ای آماده کنید و سوالات حقوقی ساده مردم را که بیشتر از شما پرسیده می‌شود، در‌ آن بنویسید و پاسخ بدهید. حالا در صفحه‌ی آخر، توضیح کوچکی بنویسید که فلان دفتر حقوقی، برای ارائه خدمات مشاوره بیشتر در خدمت شماست.

    این مطلب را هم بخوانید : 3 روش برای کسب درآمد از طریق تولید محتوا

    این دفترچه بر خلاف بروشورهای تبلیغاتی دور انداخته نخواهد شد. حتی دست به دست هم خواهد شد. محتوا در این موارد لازم نیست همیشه مکتوب باشد. با وجود اینترنت، عرضه یک کتاب الکترونیک کوچک یا یک فایل صوتی یک ساعته رایگان هم می‌تواند به همان شیوه تاثیر داشته باشد.

    تنها دو نکته باید مد نظر قرار داده شود:
    نخست اینکه در چنین محتواهایی، بین هفتاد تا نود درصد محتوا باید کاملاً آموزشی و خالی از هر نوع تبلیغ باشد تا مخاطب احساس بد نداشته باشد.
    دوم اینکه محتوا به حدی مفید باشد که دریافت کننده، آن را به دیگران منتقل کرده یا توصیه نماید.

    روش ششم: محتوای ویروسی یا وایرال

    این نوع محتوا معمولاً با دو هدف به کار گرفته می‌شوند: هدف اول که طبیعتاً غیر اخلاقی است، تخریب نام برندهاست. حتماً شما هم از این پیامها و پیامکها در شبکه های اجتماعی دریافت کرده‌اید که: «لطفاً اطلاع رسانی کنید. الان یک نفر در فلان شهر فلان محصول فلان شرکت را خورد و مرد!». معمولاً خبرهایی از این دست، اگر کمی هوشمندانه تنظیم شوند به شدت ویروسی هستند و به سرعت بین مردم پخش می‌شود. حتی اگر خبر تکذیب هم شود، هنوز خیلی‌ها معتقد باقی می‌مانند که «خبری بوده» و الان پنهان شده. شرکتها گاهی به تولیدکنندگان محتوا برای تولید این نوع متن‌ها پولهای قابل توجه می‌دهند.

    هدف دیگر که دولت‌ها و شبکه‌های بزرگ خبری، دنبال می کنند، جعل خبرهای بی‌خاصیت برای اندازه‌گیری میزان نفوذ شایعه در شبکه تحت سیطره آنهاست. امروز بسیاری از مردم در غرب جهان بر این باورند که هر فرد در طول خواب یک سال خود، حدوداً هشت عنکبوت می خورد. کمتر کسی می داند که این شایعه از سال ۱۹۹۳ توسط فردی به نام لیزا هولست ابداع شد تا میزان نفوذ خبری در شبکه تار عنکبوتی ارتباطی مردم در آن سالها سنجیده شود. عنکبوت هم به شوخی به خاطر همین هدف انتخاب شده بود. وگرنه مورچه یا پشه، باورپذیرتر به نظر می‌رسید!
    احتمالاً حدس می‌زنید که این تحقیقات برای چه نهادها یا سازمانهایی می‌تواند مفید باشد.

    روش هفتم: استفاده از محتوا برای ایجاد رسانه‌های اجتماعی

    حتماً شما هم مشاهده کرده‌اید که صفحه‌هایی در اینستاگرام یا فیس بوک یا سایر شبکه‌های اجتماعی وجود دارند که تعداد تعقیب کنندگان آنها – حتی در ایران – به صدها هزار نفر می‌رسد. این صفحه‌ها عملاً رسانه‌ای جدید بر بستر شبکه اجتماعی شده‌اند و خود می‌توانند به سادگی به تبلیغ و اطلاع رسانی مشغول شوند.

    طبیعی است اینجا نیز مهم‌ترین نکته، استراتژی درست در تولید محتوااست. فرض کنید شما امروز، در یکی از شبکه‌های اجتماعی صفحه‌ای داشته باشید که حاوی نکاتی برای تربیت فرزند باشد. به سادگی می‌توان پس از چند ماه – اگر محتوا هوشمندانه تنظیم شود – صفحه‌ای با بیش از صدهزار تعقیب کننده داشت. حالا با خود فکر کنید که یک مجموعه که مهدکودکی خاص و تخصصی را ایجاد کرده، برای اینکه نام و توضیحات آن در این صفحه منتشر شود چقدر حاضر است پول بدهد؟
    البته بدیهی است که سهم تبلیغات در هر رسانه‌ای از جمله این رسانه باید پایین بماند وگرنه اثربخشی و مخاطب خود را از دست خواهد داد. مثالهای از این دست در سطح ایران و جهان کم نیستند.

    روش هشتم: ایجاد سایت‌هایی پر ترافیک با محتوای تخصصی

    شبیه مورد هفتم را می‌توان در مورد سایت‌ها هم انجام داد. با توجه به ضعف شدید فضای وب – خصوصاً فضای وب فارسی – کافی است در مورد یک موضوع، مطالب متعدد بنویسید. مطالبی که «متعلق به شما بوده و کپی نباشد». به سرعت موتورهای جستجو سایت شما را در صفحه‌ی نخست قرار خواهند داد و پس از آن، می‌توان از همان صفحه استفاده تجاری کرده یا از محل تبلیغات آن، کسب درآمد نمود.

    شاید برای شما جالب باشد که نویسنده این مطالب، یک بار مطلبی درباره «یادگیری زبان انگلیسی» در نوشته های شخصی‌اش منتشر کرد. بلافاصله پس از چند روز این نوشته در صفحه اول «گوگل» پدیدار شد و هنوز هم با جستجوی «یادگیری زبان انگلیسی» آدرس آن مطلب را مشاهده می‌کنید.

    بدیهی است کسب و کار من، به یادگیری زبان انگلیسی ارتباطی ندارد. اما اگر داشت، الان بدون هرگونه تبلیغی می‌شد از همین موقعیت استفاده کنم. این نشان می‌دهد که در میان انبوه کسانی که کلاسهای زبان برگزار می‌کنند و هزینه‌های سنگین صرف تبلیغات می‌کنند، کمتر کسی حوصله به خرج داده تا چند پاراگراف، متن – بدون کپی برداری از دیگران – درباره‌ی زبان انگلیسی بنویسد!

    در مورد تولید محتوا، می‌توان خیلی بیشتر حرف زد. آنچه خواندید، تنها مثال هایی ساده و ابتدایی بود تا تصویری شفاف‌تر از این حوزه به دست آید. به نظر می‌رسد برای جوانانی که تازه وارد بازار کار می‌شوند، تولید محتوا، یکی از کارهای تخصصی و کم هزینه‌ای است که در عین کم هزینه بودن، به دلیل ارزش بالایی که برای بازاریابی و تبلیغات شرکت ها داراست، میتواند درآمدزایی خوبی هم داشته باشد.


    منبع : متمم

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi سه شنبه 17 مرداد 1396 12:21 ق.ظ نظرات ()

    ‌امروزه ‌نباید ‌بازاریابی ‌را ‌به ‌مفهوم ‌قدیمی ‌آن ‌یعنی ‌فروش ‌- ‌معرفی ‌محصول ‌و ‌فروش ‌- ‌در ‌نظر ‌آورد، ‌بلکه ‌باید ‌به ‌مفهوم ‌نوین ‌آن ‌یعنی ‌برآوردن ‌نیازهای ‌مشتری، ‌توجه ‌کرد. ‌اگر ‌بازاریاب ‌بتواند ‌نیازهای ‌مشتری ‌را ‌درک ‌کند، ‌محصولاتی ‌را ‌تولید ‌و ‌به ‌بازار ‌مصرف ‌ارایه ‌نماید ‌که ‌از ‌بالاترین ‌ارزش ‌برخوردار ‌باشند ‌و ‌قیمت ‌گذاری، ‌توزیع، ‌ترویج ‌و ‌تبلیغ ‌را ‌به ‌روشی ‌کارساز ‌انجام ‌دهد، ‌به ‌طور ‌حتم ‌محصولات ‌به ‌راحتی ‌به ‌فروش ‌خواهند ‌رفت.

    در بازاریابی اینترنتی روش ها و مدل های مختلفی برای انجام تبلیغات مورداستفاده قرارگرفته است. که در این جا به معرفی مهم ترین آن ها می پردازیم

    1 - پست الكترونیك:

    استفاده از پست الكترونیك دارای تاریخچه طولانی تری است. تبلیغات در بازاریابی اینترنتی  از طریق بنرها، خرده سایت ها و موتورهای جستجو تكنیك هایی هستند كه تنها در محیط وب عملی هستند اما پست الكترونیك زیرمجموعه فناوری های اینترنتی بوده و ســــال ها قبل از وب مورداستفاده قرار می گرفته است (البته باید متذكر شد كه بعداز اختراع وب، فرستادن پست الكترونیك از طریق آن نیـــز طراحی گردید).با این حال، به كارگیری پست الكترونیك برای تبلیغات در بازاریابی اینترنتی در سالهای اخیر و با افزایش تعداد كاربران اینترنت موردتوجه قرار گرفته است.

    2 - خرده سایت ها:

    خرده سایت ها عبارتند از پنجره های كوچكی (كوچك تر از اندازه معمولی پنجره مرورگر) كه هنگام جستجوی فرد در اینترنت ناگهان بر روی صفحه نمایش گر ظاهر شده و حاوی نوشته ها و تصاویر تبلیغاتی هستنــد. این نوع از تبلیغات در بازاریابی اینترنتی به پنجره هـای جهنده نیز معروف هستند.

    در خرده سایت ها ممكن است از فناوری ها و تكنیك های پیشرفته رسانه ای استفاده گردد و یا ممكن است فقط دربردارنده متن باشند. از آنجا كه این نوع تبلیغات بدون اجازه و خواست كاربران ظاهر می گردند و ممكن است مورد انتقاد قرار گیرند. با این حال، به طور گسترده در بازاریابی اینترنتی مورداستفاده قرار می گیرند و نرخ كلیك كاربران بر روی آن هانیز معمولاً بالا است.

    3 - موتورهای جستجو:

    در موتورهای جستجو، بعد ازآن كه كاربر موضوع مورد جستجوی خود را در فرم مخصوصی كه برای این كار تعبیه شده است را وارد می كند، لیستی از پایگاه های اینترنتی كه دربردارنده موضوع موردنظر كاربرهستند بـــرای او جمع آوری می شود.

    پایگاه های اینترنتی نظیر گوگل مثالی از موتورهای جستجو هستند. این موتورها معمولاً این امكان را به دارندگان پایگاه های اینترنتی می دهند تا مشخصات پایگاه خود را به بانك اطلاعاتی آن ها اضافه كنند.

    - تعداد دیگری ازپایگاه ها مانند یاهو با استفاده از روش های دستی پایگاه های موجود در اینترنت رامورد بررسی قرار داده و بعداز ارزیابی، هریك را در دسته بندی های خاص در بانك اطلاعاتی  خود كه از قبل طراحی كرده اند، قرار می دهند. لذا هنگامی كه كاربر كلمه خاصی را درفرم جستجوی این پایگاه ها وارد می كند نتایجی كه برای او آورده می شود براساس بانك اطلاعاتی است كه این پایگاه آن را ایجاد كرده است و نه براساس جستجوی خودكار دراینترنت. این پایگاهها به دارندگان پایگاه های اینترنتی این امكان را می دهند تا مشخصات پایگاه خود را به بانك اطلاعاتی آنها اضافه كنند، البته با این تفاوت كه این دسته از موتورهای جستجو قبل از اضافه كردن، پایگاه اینترنتی را ارزیابی كرده و درصورت تایید، آن را به بانك اطلاعاتی خود اضافه می كنند. لذا مدت زمانی كه طول می كشد تا مشخصات یك پایگاه به این موتورها اضافه شود ممكن است حتی تا چند ماه طول بكشد. یاهو هم چنین دارای یك بانك اطلاعاتی پیشرفته هست كه برای اضافه كردن پایگاه های اینترنتی به آن مبالغی را از صاحبان این پایگاه ها اخذ می كند.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 17 مرداد 1396 12:30 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi جمعه 13 مرداد 1396 01:33 ب.ظ نظرات ()

    بسیاری از کارشناسان حرفه ای کسب‌ و‌ کارهای اینترنتی، بازاریابی رایانامه ای را یکی از بهترین روش‌های بازاریابی اینترنتی می‌دانند. شما با استفاده از این روش می‌توانید بدون صرف هزینه های بازاریابی، با مشتریان بالقوه خود در سراسر جهان ارتباط برقرار نمایید.

    همانند سایر روش‌های بازاریابی، این روش نیز دارای قوانین خاص خود می‌باشد. در این روش، قبل از هر چیز باید به اندازه کافی نشانی‌های ایمیل افراد را جمع آوری نمایید.

    سپس به صورتی که در این مقاله توضیح داده شده است، اقدام به بازاریابی از طریق ایمیل نمایید. نکاتی که در اینجا توضیح داده شده است بخش عمده‌ای از مهارت‌های بازاریابی از طریق ایمیل را به شما آموزش خواهد داد.

    ۱. شناخت خوانندگان

    خوانندگان ایمیل خود را بشناسید. چه کسی را می‌خواهید با متن ایمیل خود جذب کنید؟ مطالب خود را به صورت خاص بنویسید و بر روی خوانندگانی که هدف اصلی شما هستند تمرکز کنید.

    ۲. داشتن هدف مشخص

    انتظار دارید خوانندگان ایمیل شما چه عملی انجام دهند؟ آمدن به یک سمینار علمی یا خرید یکی از محصولات یا خدمات شما؟ تا زمانی که یک هدف کاملاً واضح نداشته باشید با ارسال ایمیل وقت مردم را هدر ندهید!

    ۳. رسیدن به دید مشترک

    به جای استفاده از کلمات تشریفاتی، تصویر واضحی از آنچه که می‌خواهید به خواننده منتقل کنید، برایش ترسیم نمایید. باید کاری کنید که خواننده ایمیل، با شما به یک دید مشترک برسد تا بتوانید عمل مورد نظرتان را از او درخواست نمایید.

    ۴. کمک به تصمیم‌گیری

    باید بدانید که خوانندگان ایمیل شما شخصیتهای متفاوتی دارند. اگر خوانندگان، افراد متخصصی هستند، به اندازه کافی اطلاعات تخصصی در متن نامه خود بگنجانید تا آنها را در تصمیم‌گیری یاری نماید. می‌توانید چند نقل قول از افراد خبره، چند ویژگی برجسته و توضیحاتی در مورد مزایای اصلی در ایمیل خود قرار دهید.

    ۵. اولین پیش‌نویس نامه

    هنگامی که اولین پیش‌نویس نامه خود را تهیه می‌کنید هرچه در دل دارید بیرون بریزید. هر چیزی که به ذهن‌تان می‌رسد روی کاغذ بنویسید. سپس برگردید و قسمت‌های اضافی را حذف کنید. قسمت‌های اضافی عبارتند از : اطلاعات غیر اساسی، اطلاعاتی که به طور مستقیم به بازار هدف شما ارتباط ندارد و اطلاعاتی که در روند منطقی خواندن نامه وقفه ایجاد می کند.

    ۶. جلب توجه برای تأثیر گذاری بیشتر

    قبل از نوشتن متن نامه  ابتدا یک جمله مختصر برای جلب‌توجه خواننده بنویسید. این جمله مختصر خواننده را جذب کرده و او را برای خواندن بقیه مطالب تحریک می‌کند. همچنین برای وادار کردن او به کلیک بر روی لینک مورد نظر قلاب‌هایی را برای گرفتن توجه خواننده در متن نامه بگنجانید تا حس کنجکاوی او بیشتر شود . مثلاً : «اما صبر کنید! اطلاعات بیشتری در اینجا بر ای شما داریم» یا «خوب، حالا قسمت شیرین ماجرا شروع می‌شود».

    ۷. اطمینان از عملکرد صحیح

    هنگامی‌که نامه تهیه شده را دوباره خوانی میکنید مطمئن شوید آنچه که نوشته‌اید، نتایج مورد انتظار را به همراه خواهد داشت. تا زمانی که مطمئن نشده‌اید بر روی آن کار کنید. فراموش نکنید شما فقط یک شانس در اولین برداشت خواننده خواهید داشت. پس موقعیت را از دست ندهید.

    ۸. تحریک خواننده

    یک تکنیک ساده در زمینه بازاریابی از طریق ایمیل ارسال نامه های متوا لی با مضامین یکسان ولی با یک پاراگراف متفاوت جلب توجه کننده است . مثلاً اولین نامه را با این عنوان ارسال کنید “فقط ۶ کالای دیگر باقی مانده است… به اولین خریدار کالاهای باقیمانده یک عدد … هدیه داده می شود. “سپس پاراگراف مورد نظر را در نامه بعدی به این صورت بنو یسید “فقط ۳ کالای د یگر باقی مانده است…” و به همین صورت کالای خود را کمیاب جلوه دهید تا خواننده بر ای خرید از شما تحریک شود.

    این مطلب را از دست ندهید:  نکاتی برای موفقیت در بازاریابی رستوران

    ۹. یادگیری مهارت بازاریابی

    همواره به دنبال یادگیری مهارت عرضه محصول و ارائه پیشنهاد خرید کالایتان از طریق ایمیل باشید. داشتن مهارت بازاریابی از طریق ایمیل برای هر کسی که علاقمند به کسب و کارهای اینترنتی است بسیار ضروری است.

    ۱۰. استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی ایمیل

    از نرم افزارهای قوی و تخصصی برای ارسال ایمیل استفاده کنید. هرچند که قابلیت ارسال ایمیل به صورت رایگان بر روی کامپیوتر شما وجود دارد اما اگر قصد بازاریابی الکترونیکی با استفاده از ایمیل دارید توصیه می‌کنیم حتماً از نرم افزارهای تخصصی این کار استفاده نمایید.

    ۱۱. به دست آوردن نشانی ایمیل

    یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها، توانایی گرفتن ایمیل بازدیدکنندگان سایت است . این کار اولین بخش پروسه بازاریابی الکترونیکی شما خواهد بود و در طراحی سایت خود باید اولویت اصلی را به آن بدهید. با هر ترفندی که می‌توانید بازدیدکننده را راضی کنید تا آدرس ایمیل خود را در اختیار شما قرار دهد. سعی کنید بر ی آنها دلیل قانع‌کننده‌ای بیاورید. مثلاً عضو‌یت رایگان برای دسترسی به مطالب رایگان و مفید یکی از دلایلی است که باعث می‌شود دیگران ایمیل خود را در اختیار شما قرار دهند.

    ۱۲. خبرنامه اختصاصی

    حتماً یک خبرنامه اختصاص ی از طریق پست الکترونیکی در سایت خود داشته باشید. با این کار اولین قدم بازاریابی از طریق ایمیل را برداشته‌اید عنوانی انتخاب کنید که در نگاه اول توجه خواننده را جلب کند . یکی از بهترین راه‌های افزایش فروش داشتن خبرنامه الکترونیکی و تبلیغ کالاهای جدید در آن می‌باشد.

    ۱۳. خروج از عضویت

    همواره در ایمیل‌های خود این امکان را به خواننده بدهید تا در صورت نیاز از عضویت در خبرنامه شما خارج شود . ممکن است خواننده علاقه‌ای به مطالب شما نداشته باشد. کاری نکنید که شخص مورد نظر هر روز بدون خواندن نامه شما، با عصبانیت آنرا حذف کند.

    ۱۴. نامه‌های تأثیرگذار

    نامه‌های فروش خود را با یک عبارت یا جمله تأثیرگذار، محکم و قوی به پایان برسانید. آن می‌تواند یک پاداش رایگان، یک تخفیف ویژه، یادآوری یک مزیت مهم، آخرین فرصت سفارش‌دهی یا مانند آنها باشد.

    ۱۵. گردآوری آدرس ایمیل

    از هر جای ممکن همواره به دنبال جمع‌آوری آدرس ایمیل افرادی باشید که به موضوع سایت و کسب و کار شما علاقه‌مند هستند . همیشه فهرست خود را به روز کنید و تا جایی که امکان دارد به آن بیفزایید.

    ۱۶. جوابدهی سریع

    به تمامی نامه‌های الکترونیکی در سریع‌ترین زمان ممکن پاسخ دهید. هیچ چیز مانند پاسخ ندادن به موقع، به نامه یک مشتری احتمالی، باعث از دست رفتن فروش نمی‌شود.

    ۱۷. سیستم دوره‌ای ارسال ایمیل

    یک سیستم اتوماتیک ارسال دوره‌ای ایمیل برای خودتان داشته باشید. ۹۹ درصد بازدیدکنندگان در اولین بازدید از سایت شما خرید نمی‌کنند! آنها حتی در دومین بازدید هم این کار را انجام نخواهند داد. برای فروش کالای خود به آنها باید بارها و بارها با آنها تماس برقرار سازید. برای این کار، یک سر ی ۷ تا ۱۰ تایی از ایمیل‌های آموزشی در رابطه با موضوعات مورد علاقه کاربران تهیه کنید. فراموش نکنید که در بین ایمیل‌های آموزشی، نامه‌های فروش خود را نیز بر ای آن‌ها بفرستید. بطور مثال اگر از یک دوره ۷ تایی استفاده می‌کنید ۳ نامه فروش نیز در بین آنها به صورت یکی در میان ارسال کنید. این کار آمیزه‌ای از اطلاعات مفید و تبلیغات برای گرفتن نتایج بهتر است . ارسال بیش از حد نامه‌های فروش، اعتبار شما را از بین خواهد برد و نبودن نامه‌های فروش در بین ایمیل‌های آموزشی فروش محصولات شما را کم خواهد کرد.

    این مطلب را از دست ندهید:  روش بازاریابی برای کسب‌و‌کارهای کوچک با سرمایه کم

    ۱۸. نامه‌های شخصی

    نامه‌های فروش خود از زبان خودتان بنویسید نه یک شرکت. شخصی بودن نامه‌های فروش تأثیر بیشتری در خواننده ایجاد خواهد کرد. از نام افراد در موضوع نامه‌های الکترونیکی خود استفاده نمایید. این کار باعث می‌شود تا توجه آنها به سرعت جلب شود و برای خواندن نامه شما تحریک شوند.

    ۱۹. ارسال اتوماتیک ایمیل

    برای صرفه‌جویی در زمان برای بازاریابی یا تبلیغات، کسب و کار آنلاین خود را مکانیزه و سیستم ارسال ایمیل خود را اتوماتیک نمایید. بدین منظور از نرم‌افزارهای «خود پاسخگو» و مانند آنها استفاده نمایید.

    ۲۰. استفاده از فضای سفید

    برای جلب توجه بیینندگان پیام خود، از فضای سفید بیشتری استفاده نمایید. همچنین در “خط موضوع ” می توانید از فضای خا لی بیشتری بین کلمات یا حروف استفاده نمایید.

    ۲۱. امضای الکترونیکی 

    در انتهای تمامی ایمیل‌های خود از یک امضای الکترونیکی یکسان استفاده کنید. می‌توانید از یک عبارت تأثیر‌گذار و تبلیغاتی در انتهای ایمیل‌های ارسا لی به عنوان امضاء مختص خود استفاده کنید.

    ۲۲. یک راز جالب

    بازاریاب‌های موفق دائماً در حال گسترش راه‌های جدیدی هستند تا اطلاعات بیشتری درباره مشتریان یا افراد مورد هدف خود بدست آورند . به تازگی یک راز جالب در این زمینه کشف شده است! وب‌سایت‌ها به تنهایی منجر به ایجاد فروش مناسب نمی‌گردند. ایمیل‌های دنباله‌دار بیشترین فروش را ایجاد می‌کنند. اگر از بازاریاب‌های حرفه‌ای کسب و کارهای آنلاین بپرسید آمارهای وحشتناکی به شما خواهند داد. در اکثر وب‌سایت‌ها بین %۰.۰۵ تا %۰.۱ بازدیدهای سایت منجر به فروش می‌گردد. یعنی از هر ۱۰ هزار نفر بازدید‌کننده حدود ۵ تا ۱۰ نفر تبدیل به خریدار می‌شود! اما استفاده از ایمیل‌های دنباله‌دار این میزان را به ۵ تا ۱۰ درصد افزایش خواهد داد.

    ۲۳. راههای جمع‌آوری اطلاعات تماس افراد

    راه‌های مختلفی برای جمع‌آوری اطلاعات تماس افراد وجود دارد. تعدادی از این راه‌ها عبارتند از:

    از بازدیدکننده بخواهید  هنگام عضویت در سایت برای دریافت اطلاعات کامل‌تر و برخورداری از امکانات گسترده‌تر، از طریق یک فرم اطلاعات تماس خود را در اختیارتان بگذارد.

    از کاربر بخواهید در یک نظرسنجی شرکت کند و در صورت شر کت در نظرسنجی یک هدیه رایگان به نشانی او ارسال خواهد شد. کاربر با کمال میل اطلاعات تماس خود را برای شما خواهد نوشت! در کتاب میهمانان سایت می‌توانید اطلاعات کاربر را دریافت کنید.

    داشتن خبرنامه اختصاصی یک راه مؤثر است.

    دانلود نرم‌افزارهای جالب یا کتاب‌های الکترونیکی رایگان را به شرط پر کردن یک فرم پیشنهاد دهید.

    با کمی تفکر می‌توانید راه‌های بیشتری برای دریافت اطلاعات افراد از طریق وب‌سایت پیدا نمایید.

    منبع: مدیر سبز
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi چهارشنبه 11 مرداد 1396 01:24 ق.ظ نظرات ()

    افزایش بازدیدی كه موتورهای جستجو مانند گوگل به سایت ما ارسال می‌كنند در حقیقت یكی از فرصت‌هایی است كه ما می‌توانیم در تجارت و یا كار خود از آن برای افزایش درآمد و فروش محصولات استفاده كنیم.

    اما فكر كنید اگر این بازدیدكنندگان تنها ۱ ماه از طریق موتورهای جستجوگر به سایت ما وارد نشوند چه اتفاقی می‌افتد ؟ آیا این به معنای یك شكست برای ادامه فعالیت و رسیدن به هدف اصلی سایت فرضی ما نیست ؟

    دلایل مختلفی وجود دارد كه موتور جستجو  گوگل ، رتبه سایت ما را در صفحه‌نمایش نتایج جستجو به كاربران اینترنتی كاهش دهد و همچنین گوگل پیج رنك سایت ما را كاهش دهد.

    با آشنایی با این عوامل می‌توانید از كاهش رتبه سایت خود جلوگیری كنید.

     و یا درصورتی‌كه هم‌اكنون این كاهش رتبه برای سایت شما اتفاق افتاده است راه‌حل‌های دقیق‌تری را برای افزایش رتبه سایت خود انتخاب كنید. همچنین این نوشته می‌تواند اطلاعات خوبی را در اختیار افرادی قرار دهد كه در رشته بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجوگر ( سئو ) فعالیت می‌كنند تا در بررسی و آنالیز سایت‌هایی كه بهینه‌سازی آن‌ها را بر عهده‌دارند از دلیل كاهش رتبه‌های ناگهانی باخبر شوند. در این نوشته با ۱۰ دلیل آشكارتر كاهش رتبه سراچه‌ها (وب‌سایت‌ها) و وبلاگ‌ها آشنا می‌شویم.

    1. الگوریتم گوگل پاندا و ایجاد محتویات تازه برای سئو

    گوگل از الگوریتم جدیدی بانام گوگل پاندا برای تشخیص ارزش و تازگی محتویات صفحات سایت شما استفاده می‌كند كه اخیراً وقتی از مت كات رئیس بخش مبارزه با اسپم موتور جستجوگر گوگل در توییتر سؤال پرسیده شد كه آیا گوگل پاندا هم‌اكنون صفحات فارسی‌زبان را نیز می‌تواند آنالیز كند جواب زیر را دادند .

    بله ، هم‌اكنون گوگل پاندا توانایی آنالیز صفحات وب با تمامی زبان‌ها به‌جز كره‌ای ، چینی و ژاپنی را دارا هست.

    پس اگر از نوشته‌های سایت‌ها و وبلاگ‌های دیگر در به‌روزرسانی سایت خود استفاده می‌كنید و اخیراً كاهشی را در تعداد بازدیدكنندگانی كه گوگل به سایت شما می‌فرستد احساس كرده‌اید پس باید بگوییم كه گوگل پاندا متأسفانه سایت شمارا به‌عنوان یك سایت كپی‌بردار شناسایی كرده است به همین خاطر نیز رتبه بسیاری از صفحات سایت شما در بعضی از جستجوهای پراستفاده از مثلاً رتبه ۳ یا ۴ صفحه اول نتایج به صفحه ۱۰ یا ۱۱ انتقال پیداكرده است ! بله ، گوگل خوشبختانه در این مورد جدیداً خیلی سخت‌گیرتر شده است و حتی اگر شما گزارش كپی‌برداری از روی سایت خود را به آن بدهید در كمتر از ۲۴ ساعت رسیدگی می‌كند.

    2. تغییر الگوریتم‌های رتبه‌بندی

    یكی دیگر از عوامل باعث كاهش رتبه سایت شما در گوگل می‌شود تأثیر الگوریتم‌های رتبه‌بندی به صفحات وب و تشخیص مرتبط بودن آن‌ها با كلماتی كه كاربران در این موتور جستجوگر جستجو می‌كنند .

    تقریباً می‌توان گفت به‌صورت هفته‌ای در حال به‌روزرسانی است پس ممكن است در بعضی از به‌روزرسانی‌ها سایت شما به دلیل رعایت نكردن نكات خاصی در مورد طراحی استاندارد و بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجوگر امتیازهای منفی دریافت كند و این امر باعث كاهش رتبه سایت شما در بعضی از جستجوها و حتی به‌صورت كلی شود.

    همچنین در بعضی از موارد ممكن است سایت‌ها و وبلاگ‌هایی كه به شما لینك داده‌اند در این به‌روزرسانی‌های الگوریتم رتبه‌بندی گوگل ، كاهش رتبه پیدا كنند كه این نیز باعث كاهش رتبه سایت شما در SERP یا صفحات اولیه نتایج جستجوی گوگل می‌شود.

    3. پایان محبوبیت سایت شما در گوگل

    با بررسی آمار و ارقام بسیاری از سایت و وبلاگ‌ها و بر اساس گفته بسیاری از مهندسین بخش جستجوی گوگل بسیاری از سایت‌ها بعدازاینكه به پایگاه داده‌های گوگل راه پیدا می‌كنند گوگل در رتبه‌بندی صفحات وب به آن‌ها امتیازهای مثبت ویژه‌ای می‌دهد كه این امر كاملاً طبیعی است چون گوگل نیز مانند اكثر كاربران اینترنتی دنبال جدیدترین‌ها است كه در عنوان این بخش از كلمه ماه‌عسل برای این دوره استفاده‌شده است. البته اكثر سایت‌ها بعدازاین دوره درصورتی‌كه بهینه‌سازی نشوند و از طرف كاربران نیز زیاد موردتوجه قرار نگیرند در رتبه‌بندی‌های بعدی گوگل رتبه‌های واقعی‌تری به آن‌ها داده می‌شود كه این امر شاید باعث كاهش رتبه سایت شما شده است.

    4. جریمه شدن سایت شما به علت استفاده از فن‌های سئو كلاه‌سیاه

    درصورتی‌كه برای افزایش رتبه سایت خود در موتور جستجوگر گوگل و افزایش تعداد كاربرانی كه از این طریق می‌توانید برای سایت خود كسب كنید از فن‌های سئو كلاه‌سیاه ( Black hat SEO ) مانند افزایش تعداد صفحات سایت خود با استفاده از اسكریپت‌های مخصوص ، افزایش غیرواقعی CTR ، افزایش تعداد كلمات كلیدی مرتبط و … استفاده می‌كنید گوگل به‌راحتی این فن‌ها را می‌شناسد و ممكن است خیلی زود سایت شمارا جریمه كند و به‌طور كل سایت شما به كاهش رتبه چشم‌گیری محكوم شود.

    5. رقص‌های گوگل و جابجا شدن نتایج جستجوها

    در بعضی از اوقات و برای بعضی از كلمات كلیدی ممكن است متوجه شده باشید كه سایت شما مثلاً از رتبه اول نمایش داده‌شده در نتایج جستجو به رتبه ۵ نزول كرده است و دیگر سایت ها جای شما را گرفته باشند. در این صورت خیلی ناراحت نشوید چون گوگل در حقیقت دارد با این كار خود ( رقص نتایج نمایش داده‌شده ) بهترین حالت ممكن برای رتبه‌بندی سایت ها را امتحان می كند و در صورتی كه بازهم كاربران بر روی صفحات موجود در سایت شما كلیك كنند در نتایجی كه گوگل در آن ها رقصیده است به زودی شما دوباره به رتبه اول برای آن كلمه كلیدی باز می گردید و این بار جایگاه مستحكم‌تری را برای سایت خود در نتایج جستجوی آن كلمه كلیدی به دست آورده‌اید.

    6. مشكل‌هاست و سرورهای سایت شما

    اگر از هاست های بی‌كیفیت و با سرورهای ضعیف استفاده می‌كنید ممكن است سایت شما در بسیاری از روزها برای بازدیدكنندگان به دلیل مشكلات سرور سایت شما غیرقابل‌دسترس ( Down ) باشد و درصورتی‌كه گوگل متوجه شود باگذشت چند روز مشكلات خرابی سایت شما رفع نشده است به‌سرعت امتیازهای منفی به سایت شما می‌دهد كه این باعث می‌شود در رتبه‌بندی‌های بعدی سایت شما كاهش رتبه پیدا كند.

    7. وجود لینك‌های شكسته در سایت شما

    یكی دیگر از دلایل از دست دادن رتبه سایت یا وبلاگ در موتورهای جستجوگر وجود لینك‌های شكسته ( خراب ) در سایت شما است. گوگل و دیگر موتورهای جستجوگر همان‌طور كه می‌دانید از ربات‌های خود برای دنبال كردن لینك‌های موجود در صفحات وب و ثبت محتوای آن‌ها استفاده می‌كنند و درصورتی‌كه این ربات‌ها در سایت شما با لینك‌های روبرو شوند كه خراب باشند و با رفتن به صفحه مقصد خطای ۴۰۴ ( وجود نداشتن صفحه مقصد ) این عامل نیز یك امتیاز منفی بزرگ برای سایت شما می‌شود..

    9. مشكلات موجود در فایل Robot.txt

    از فایل Robot.txt می توانید برای راهنمایی ربات های موتورهای جستجوگر و دیگر ربات ها استفاده كنید و اگر می خواهید دسترسی آن ها را به بعضی از صفحات محدود كنید بهترین راه حل استفاده از همین فایل در شاخه اصلی سایت خود ( مثل http:/mrsz.ir/robot.txt ) است. اما در بعضی از موارد به دلیل دقت نكردن وبمسترها محتویاتی در این فایل قرار می‌گیرد كه ممكن است موتورهای جستجوگر را از دسترسی به قسمت زیادی از سایت مربوطه منع كنند. پس در هنگامی‌كه متوجه كاهش رتبه سایت خود شدید حتماً سری به این فایل بزنید تا متوجه شوید توسط شما و یا دیگر اسكریپت‌های كه از آن ها استفاده می كنید در هاست خود تغییرات مضری در این فایل ایجاد نشده باشد.

    10. وجود كدهای مخرب در صفحات سایت شما

    بسیاری از وب مسترهای وب سایت به نكاتی مانند كاهش رتبه بعد از هك شدن سایت آن ها و … اشاره‌كرده بودند و در بیشتر این موارد چیزی كه بعد از آنالیز صفحات موجود در سایت آن ها متوجه شدیم این بود كه هكر یا برنامه مخربی كه سایت آن ها را هك كرده بوده است در بعضی از صفحات به كد قالب سایت مربوطه چند خط كد مخرب كه معمولاً برای سرقت اطلاعات شخصی افراد و یا لینك دادن به سایت خاصی است اضافه شده بود.

    پیشنهاد می كنم مقاله افت رتبه سایت شما در گوگل چه دلایلی دارد؟ را هم بخوانید.

    یكی از مهمترین دلایل كاهش رتبه سایت شما نیز در موتور جستجوگر گوگل می تواند وجود همین كدهای مخرب در صفحات سایت شما باشد كه گوگل در صورت متوجه شدن آن توسط ربات های خود یا به صورت كلی سایت شما را در صورت تعمیر نكردن آن توسط شما از نتایج جستجو پاك می كند و یا در ابتدای تشخیص این مسئله در پایین نتایج جستجویی كه مرتبط با سایت شما است از عباراتی مانند “این صفحه ممكن است به سیستم شما صدمه بزند” را نمایش می دهد تا به كاربران اینترنتی نیز این مسئله را خبر رسانی كند و معمولاً كاربران با دیدن این عبارات در پایین نتایج مرتبط با سایت شما بر روی لینك های سایت شما كمتر كلیك می كنند و خود این مسئله باعث كاهش درصد CTR ( تعداد نمایش صفحات سایت شما در نتایج جستجو به تعداد كاربرانی كه از این طریق به سایت شما وارد شده اند ) سایت شما در موتور جستجوگر گوگل می شود كه یكی از پیامدهای این موضوع كاهش كلی رتبه سایت شما است.

    منبع : بهینه سازی وب

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi سه شنبه 10 مرداد 1396 12:44 ق.ظ نظرات ()

    برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ، از جمله موضوعاتی است كه این روزها خیلی رایج شده است. كمتر مشاوری را در حوزه مدیریت و روانشناسی می‌توانید بیابید كه در این زمینه صاحب نظر نباشد.

    بنابراین شاید مطرح كردن این بحث از طرف كسی چون من، كه خود یك برند شخصی محسوب نمی‌شود، كاری جسورانه یا حتی نادرست تلقی شود. اما واقعیت را بخواهید اگر چه طراحی برنامه های برندسازی شخصی كاری تخصصی است و از غیرمتخصصانی چون من برنمی‌آید، اما تشخیص خطا در برندسازی شخصی، كار چندان دشواری نیست و گمنامانی چون ما هم می‌توانند در آن زمینه نظر دهند (دوستی دارم كه همیشه می‌گوید: من هرگز نمی‌توانم بدون دستگاه و امكانات و تجهیزات كارگاهی، به تو اطمینان دهم كه ماشین تو سالم است. اما خراب بودن را هر غیرمتخصصی هم متوجه می‌شود).

    متاسفانه حوزه‌ی برندسازی شخصی، چه در زبان فارسی و چه در زبان انگلیسی،‌ چندان غنی نیست. منابع بسیار محدودی وجود دارند و آنها هم چندان قوی نیستند. اصولاً باید كسانی كه برند شخصی معتبری دارند درباره‌اش بنویسند و به نظر می‌رسند كه چنان افرادی دوست ندارند به بهانه‌ی چنین موضوعی، شخصی‌ترین بخش‌های مربوط به الگوی رفتاری و برنامه ریزی خود را برملا كنند.

    من فهرستی از برخی منابعی را كه در زبان انگلیسی در این‌باره منتشر شده، در انتهای این نوشته آورده‌ام. خودم هم یك بار چند دقیقه‌ای درباره‌ی برندسازی شخصی حرف زدم كه در آرشیو فایل‌های رادیو متمم موجود است و شاید شنیده باشید. اما در اینجا بیشتر مواردی را كه به چشمم خورده است، بدون تقدم و تاخر خاص و بدون هرگونه ادعایی در مورد صحت علمی و عملی آنها، صرفاً به عنوان نظراتی شخصی می‌نویسم:

    برندسازی شخصی و مقایسه آن با مفهوم شهرت

     قبل از هر چیز، باید شهرت را از مقوله برندسازی شخصی تفكیك كنیم. شهرت مقوله‌ی جدیدی نیست. از كهن‌ترین تمدن‌ها هم كه سراغ بگیرید، مشاهیر مختلفی در آنها بوده‌اند و تنها اتفاقی كه در طول این هزاران سال افتاده است، ریشه‌ها و دلایل كسب شهرت تغییر كرده‌ است. زمانی در یونان باستان، خطیبان و سیاستمداران معروف بودند. در امپراطوری روم، شهرت از آن فرماندهان جنگ بود. كسانی كه مردم، عموماً آنها را به چهره نمی‌شناختند. اما نام آنها، تقدس و احترام به همراه داشت. كشیشان، مشاهیر قرون وسطی بودند و دانشمندان و فلاسفه، عصر روشنگرانی را به نام خود سند زدند. نویسندگان مطرح، در قرن اخیر به باشگاه مشاهیر پیوستند و پس از ظهور رسانه‌های جمعی تصویری مانند تلویزیون، نسل جدیدی از مشاهیر، به باشگاه صاحب نامان قدیمی و دارندگان برند شخصی افزوده شدند.

    به عبارتی، عموم كسانی كه ما به عنوان صاحبان بزرگ برند شخصی می‌شناسیم، مشاهیر بوده‌اند كه به سبب شغل و موقعیت اجتماعی خود، مورد توجه عامه مردم قرار گرفته‌اند. برندسازی شخصی – لااقل آنطور كه در ذهن عموم ما شكل گرفته است – به روندی معكوس فكر می‌كند. به این معنا كه من شغل و موقعیت اجتماعی برتر، ندارم و احساس می‌كنم كه با استفاده از برندسازی شخصی می‌توانم در این هیاهوی شلوغ جامعه، قدی بلندتر از اطرافیان داشته باشم. تفاوت شهرت به معنای قدیم آن و برندسازی شخصی به معنای جدید آن، چیزی شبیه تفاوت یك دختر قد بلند با دختری كوتاه قد است كه كفشی با پاشنه‌ای به ارتفاع خود، به پا می‌كند.

    این معنا از برندسازی شخصی، صرفاً نظر من نیست. كافی است نگاهی به ویكی پدیا و تعریف آن از برندسازی شخصی بیندازید. كتابی كه به عنوان نخستین توجه به برندسازی شخصی معرفی شده، كتاب Think and Grow Rich ناپلئون هیل است كه مشخصاً خطاب به آدمهایی است كه هنوز در ابتدای مسیر رشد و ثروت هستند. مقاله‌ی لر و سالیوان هم كه به عنوان مرجع معرفی شده، به این نكته توجه دارد كه برندسازی شخصی چگونه می‌تواند مسیر شغلی ما را در آینده بهبود دهد. به عبارتی، ظاهراً مخاطب بخش قابل توجهی از متخصصان برندسازی شخصی، جامعه‌ی گمنام جویای نامی هستند كه دوست دارند از برند شخصی به عنوان ابزاری برای پیشرفت و سكویی برای پرتاب به موقعیت‌های بالاتر استفاده كنند.

    در اینكه بسیاری از سیاستمداران جهان و مشاهیر هالیوود، مشاور برندسازی شخصی دارند شكی نیست. اما فكر نمی‌كنم آن چیزهایی كه ما در مورد برندسازی شخصی می‌شنویم، همان چیزهایی باشد كه آنها می‌شنوند.

    چرا برندسازی شخصی، اخیراً به صورت گسترده مورد توجه قرار می‌گیرد؟

    به هر حال، با اطمینان نسبتاً زیادی می‌توان گفت كه ظهور شبكه های اجتماعی در جهان و رواج تب آنها در ایران، یكی از ریشه های جدی شدن برندسازی شخصی بوده است. ضمن اینكه شبكه های اجتماعی رسانه هایی ارزان قیمت یا رایگان به نظر می‌رسند و هر كسی فكر می‌كند حالا كه رسانه ای در اختیار دارد، می‌تواند به برندسازی شخصی فكر كند، انبوه اعداد و ارقامی كه با حضور در این رسانه ها، به سمت ما هجوم می‌آورند، اندیشیدن به برند شخصی را جدی‌تر كرده است.

    خلاصه این مقدمه‌ی طولانی اینكه ظهور شبكه های اجتماعی، ارزان شدن رسانه، عددی بودن و امكان مقایسه كمی موقعیت خود با دیگران در شبكه های اجتماعی، از جمله مواردی محسوب می‌شوند كه تب برندسازی شخصی را جدی‌تر از گذشته كرده‌اند.

    در این جا، با توجه به برخی از رایج ترین خطاهای حوزه برندسازی شخصی، بر چند نكته تاكید كنم:

    * برندسازی شخصی به خودی خود، یك محصول و دستاورد نیست. بلكه لباسی است كه بر تن محصول و دستاوردهای قبلی ما پوشانده می‌شود. شاید فردی كه یك كسب و كار موفق دارد، بخواهد به برند شخصی خود فكر كند. شاید یك بازیگر یا كارگردان معروف سینما، در این اندیشه باشد كه مردم او را چگونه می‌بینند یا او دوست دارد مردم او را چگونه ببینند. شاید یك فوتبالیست به برند شخصی فكر كند و مثلاً این سوال برایش مطرح باشد كه داشتن یك فروشگاه پوشاك ورزشی،‌ به تقویت برند و شنیده شدن نامش بیشتر كمك می‌كند یا صرفاً كسب درآمد از یك برند شخصی است كه قبلاً ساخته شده. اساساً هركسی كه به صورت پیوسته روبروی مردم قرار می‌گیرد یا مورد توجه رسانه هاست، طبیعی است به این فكر كند كه چه تصویری از او در ذهن مردم شكل می‌گیرد یا دوست دارد شكل بگیرد.

    باید بدنی باشد تا برایش به دنبال لباسی بگردیم. اگر من تا كنون هیچ نوع سابقه‌ی كار و فعالیت جدی نداشته ام، نمی‌توانم با حضور در فیس بوك و اینستاگرام و شبكه های اجتماعی و پرداخت پول و خریدن صفحه در نشریات مكتوب، برندسازی كنم.

    * برندسازی شخصی، نیازمند زمان زیادی است. مردم، عموماً به حرفی كه خود ما در مورد خودمان می‌زنیم، چندان توجه نمی‌كنند. بلكه منتظر می‌مانند تا ببینند دیگران در مورد ما چه می‌گویند. من می‌توانم اینجا ادعا كنم كه مشهورترین فرد ایران هستم! اما شما وقتی چنین ادعایی را باور می‌كنید كه از دوستانتان در مورد من بشنوید. می‌توانم بگویم موفق‌ترین مشاور مدیریت هستم. اما تا شما نام من را از زبان چند مدیر موفق نشنوید، توجهی به ادعای من نمی‌كنید. خلاصه ماجرا اینكه برندسازی شخصی، در نهایت توسط دیگران انجام می‌شود و نه خود ما.

    آنچه كه فرد می‌تواند در این میانه انجام دهد، شكل دادن به یك جامعه‌ی كوچك مرجع است. به معنای اینكه اگر من بازیگر خوبی هستم، تعدادی كارگردان وجود داشته باشند كه از كار من دفاع كنند و بخشی از جامعه هم در مورد كار حرفه‌ای من صحبت كنند. اگر پزشك یا روانشناس خوبی هستم، گروهی از مراجعه كنندگانم من را تبلیغ كرده و از من دفاع كنند. اگر یك نویسنده هستم، خوانندگانی داشته باشم كه نخستین تیراژ من را بخوانند و از آن دفاع كنند.

    جی كی رولینگ را رسانه‌ها رولینگ نكردند. اتفاقاً ناشران و رسانه‌ها، همیشه او را رد كردند. فقط وقتی مردم كتابش را خریدند و به دیگران توصیه كردند و تیراژ فروش بالا رفت  به ارقام میلیونی رسید، رسانه‌ها تازه برای جلب مخاطب خود، به این پدیده توجه كردند. در ایران هم مثال از این دست كم نیست.

    همه اینها به آن معنی است كه برندسازی شخصی، نیازمند زمان است. درست مانند كاشتن یك دانه و انتظار كشیدن برای اینكه رشد كند و قد بكشد. شاید بتوان با آب و خاك و غذا و نور بهتر، به رشد سریع‌تر این گیاه كمك كرد، اما نمی‌توان با فشار رسانه‌ای، یك دانه را ترغیب یا تشویق كرد كه یك شبه، به یك نهال واقعی ثمربخش تبدیل شود.

    * در برندسازی شخصی موفق، ابتدا مردم به سمت شخص می‌آیند و نه اینكه شخص به سمت مردم برود. كافی است سری به دنیای اهل هنر بزنید. كیارستمی یا اصغر فرهادی، كارشان را كردند. كارشان خوب بود. مورد توجه قرار گرفت. مردم به سراغشان رفتند و از آنجا به بعد، ممكن است مسئله برند برای آنها جدی شود. چه آنكه، كم نیستند مشاهیری كه برند شخصی را جدی نمی‌گیرند و زندگی خود را می‌كنند و دغدغه‌ی آنها این نیست كه مردم در مورد آنها چه فكر می‌كنند و یا حضور رسانه‌ای آنها چگونه است.

    احد عظیم زاده، بهروز فروتن، سلیمانی كاله و بسیاری از كسانی كه ما به عنوان مدیران موفق كسب و كار می‌شناختیم و می‌شناسیم، كارشان را كردند. حالا كه در سمینارهای مدیریتی مختلف دعوت می‌شوند و سخنرانی می‌كنند، ممكن است به برند شخصی خود فكر كنند. اثر یك نفر كه از یك برند شخصی دفاع می‌كند بیشتر از صدها نفر است كه صاحب برند به سراغشان برود و از آنها بخواهد كه به او و كار او توجه كنند.

    این فلسفه را می‌توانید در جزئی‌ترین رفتارها هم مورد توجه قرار دهید. از میان صفحات اینستاگرام یا فیس بوك یا هر شبكه اجتماعی دیگر، شما وقتی به یك صفحه وفادار میشوید كه خودتان آن را پیدا كنید. اما آیا به روش رایج در ایران دقت كرده‌اید؟ من حداقل پنج نفر را می‌شناسم كه تقریباً هر هفته، تمام كسانی را كه صفحه اینستاگرام من را فالو می‌كنند، فالو می‌كنند و حتی بعد از رد شدن درخواستشان، چون هیچ آماری ندارد كه چه كسی را فالو كرده‌اند، هفته‌ی بعد دوباره همین كار را تكرار می‌كنند. در این میان، شاید كسانی را پیدا كنند كه با آنها آشنا شوند و حتی به كار آنها علاقمند شوند. اما هرگز نمی‌توان چنین فردی را، با فرد دیگری مقایسه كرد كه به تلاش و جستجو یا به توصیه‌ی دوستانش، به سراغ صفحه‌ی آنها برود.

    شبیه همین ماجرا در مورد ارسال پیامك و پیامهای وایبری و ایمیلهای تبلیغاتی هم وجود دارد. امروزه با توجه به گسترده بودن زیرساختهای ارتباطی، ملاحظه‌ی حریم شخصی دیگران، عملاً به درك و شعور خودمان برمی‌گردد. چون ابزارهای ارتباطی، آن دیوارهای محكم و بلند سابق را به دور خانه‌های ما ندارند. هر نوع ارسال پیام یا ایمیل یا پیامك به كسی كه صریحاً برای دریافت آن، تقاضا نكرده است، تجاوز به حریم دیگران است و نمی‌تواند به برندسازی منجر شود.

    البته این كار اگر چه برای برندسازی شخصی زیان‌بار است، همچنان می‌تواند به عنوان مصداق خاصی از تبلیغ مقبول باشد. اگر چه این نوع خاص از تبلیغ در زیرمجموعه  Interruption Marketing یا بازاریابی با ایجاد مزاحمت و وقفه در كار دیگران، طبقه بندی می‌شود كه بهترین متد تبلیغ نیست (اگر چه رایج ترین است).

    البته ریشه‌ی این ماجرا، به همان صبور نبودن باز می‌گردد. چون كمتر كسی حوصله دارد یك یا دو یا سه سال بنشیند تا مردم او را پیدا كنند. اساساً اگر چنین حوصله‌ای بود، كاری كرده بود و مردم تا كنون پیدایش كرده بودند. اما در این شیوه، فرد می‌خواهد راه چند ساله را با چند شب بیداری در رختخواب وكلیك كردن روی تك تك افراد جامعه، طی كند! كمتر كسی دقت دارد كه این شیوه، با پخش تراكت در سر میدان‌ها كه سالها پیش رواج داشت، هیچ تفاوت ماهوی ندارد.

    * برندسازی شخصی با ایجاد یك تصویر رویایی ایده‌آل فرق دارد. برند شخصی وقتی تاثیرگذار است كه با واقعیت فرد، منطبق باشد. اگر من محمدرضا شعبانعلی، یك جمله حرف ادبی هم بلد نیستم بزنم، با انتشار متون ادبی و مقالات وزین و روخوانی از نوشته‌های ادبی دیگران، به یك شخصیت فرهنگی مبدل نمی‌شوم. دیر یا زود،‌ مردم مرا در جایی خواهند دید و می‌بینند كه من، در وصل كردن مسند و مسند الیه جمله هم، چه عذاب الیمی را متحمل می‌شوم. اگر فردی عصبی باشم، نمی‌توانم چهره‌ای خونسرد و آرام از خودم ایجاد كنم. دیر یا زود، فرصتی پیش می‌آید و مردم،‌ آن چهره را هم می‌بینند و هیچ چیز برای مردم هیجان انگیزتر از این نسیت كه تعارضی بین برند شخصی ساخته شده و واقعیت زندگی ببینند.

    برندسازی شخصی، زمانی اثربخش است كه خودم باشم و خودم را بپذیرم و آنطور كه هستم،‌ با همه قوت‌ها و ضعف‌هایم، روبروی مخاطب بایستم.

    * برندسازی شخصی، با ایستادن كنار همه‌ی افراد صاحب نام و صاحب برند،‌ تفاوت دارد. كم نیستند كسانی كه هر روز، با این و آن عكس می‌اندازند و منتشر می‌كنند. امروز با این حرف می زنند و فردا با آن. شاید آقای دوربین را كه زمانی تلویزیون نشانش داد و حتی با او صحبت كرد به خاطر داشته باشید. مرد مشترك همه‌ی عكس‌های معروف رسانه‌ای. او در همه‌ی تظاهرات و برنامه‌ها و مراسم‌، به دنبال دوربین می‌گشت و به آن لبخند می‌زد. امروز ماجرا كمی ساده‌تر شده. به لطف تكنولوژی، آن دوربین معروف را در موبایل جاسازی كرده‌اند و مشاهیر را هم به هر حال همه جا می‌توان یافت. در سمینارها، در جلسات، در هواپیما و رستوران. چنین می‌شود كه انبوهی عكس سلفی و غیرسلفی با مشاهیر منتشر می‌شود. من هر روز در آغوش این هستم و در پشت آن. با یكی دست می‌دهم و از دیگری امضا می‌گیرم.

    جامعه مخاطب، در تعریف دقیق هویت یك برند شخصی، به برندهای شخصی و تجاری دیگری كه به او مرتبط و متصل هستند و با او تداعی می‌شوند، توجه دارد. اگر یك برند شخصی را در كنار هر فرد مربوط و نامربوطی ببیند، در بهترین حالت، او را با یك مجری برنامه تلویزیونی یكسان فرض می‌كند. بگذریم از اینكه مجری‌ها هم این روزها آموخته‌اند و هر كدام، سبك خاصی از برنامه ها را اجرا و هدایت می‌كنند.

    * به دست آوردن دل همه، با برندسازی شخصی تفاوت دارد. این توصیه كه چنان با نیك و بد خو كنیم كه پس از مردن، مسلمان به زمزم شوید و هندو بسوزاند، در عمل مصداق‌های خیلی معدود و كمی داشته است. هر برندی همیشه مخالف دارد. من همیشه كسی مانند استیو جابز یا مانند اپل را مثال می‌زنم كه حتی در ایران – كه هیچ فعالیت رسمی ندارد – یك برند مطرح محسوب می‌شود.

    در یك مهمانی بنشینید و ببینید كه اپل و آیفون، چقدر فحش می‌خورند و ناسزا می‌شنوند. قاعدتاً – اگر واژه های استاد مطهری را به عاریه بگیرم – هر وقت «جاذبه‌ای» باشد، «دافعه‌ای» هم هست. از میان برندهای موبایل، به یك برند فكر كنید كه نه مخالف دارد نه موافق (اجازه بدهید من مثال نزنم!). به طور قطع می‌توان گفت نامی كه به ذهن شما می‌رسد صرفاً یك نام است و نه یك برند مطرح.

    دوستانی كه هم زمان سنگ ولنتاین و سپندارمذگان را به سینه می‌زنند، نه دل اینها را به دست می‌آورند و نه آنها را. مدرن‌ترها، آن را باستان شناس تاریخی و حفار گورهای كهنه می‌دانند و طرد می‌كنند و فرهنگ محوران پارس اندیش هم، آنها را به عنوان گم شده در فرهنگ غرب، از خود می‌رانند. خودشان می‌مانند و دو شب به یاد ماندنی! (مثالهای دیگر از این دست كم نیست).

    بحث در مورد برندسازی شخصی، به اینجا ختم نمی‌شود. اگر علاقمند باشید می‌توانید به كتابهایی مانند Me 2.0و Brand You و You Inc. و The brand called you وانواع كتابهای دیگری كه در این زمینه وجود دارد، مراجعه كنید. اما خلاصه بحث همان استعاره‌ای است كه همیشه به كار می‌برم. تخم مرغ از داخل كه رشد كند و بشكند، به یك موجود زنده مولد تبدیل می‌شود. از بیرون نمی‌شود به آن زیاد فشار آورد. اگر بشكند، جز درست كردن نیمرو و پر كردن شكم دیگران، كاربردی نخواهد داشت.

    منبع : روز نوشته های محمد رضا شعبانعلی

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi یکشنبه 8 مرداد 1396 05:32 ب.ظ نظرات ()

    افزایش ترافیک سایت قدمی ضروری در موفقیت اینترنتی است.

    سایت شما در هز زمینه‌ای باشد، اولین چیزی که به آن نیاز دارید بازدید‌کننده است. بدون داشتن بازدیدکننده علاقه‌مندانی نخواهید داشت و در نتیجه فروشتان صفر خواهد بود!

    با استفاده از ۸ روش زیر می‌توانید از همین امروز به افزایش ترافیک سایت و ایجاد ترافیک پایدار برای سایتتان بپردازید:

    ۱. موتورهای جستجو

    اولین قدم بزرگ برای افزایش ترافیک سایت  این است که سایت خود را به تمام موتورهای جستوجو معرفی کنید و آن را طوری بهینه کنید که وقتی کسی کلمات کلیدی سایتتان را جستجو کرد جزو اولین نتایج جستجوی سایت‌هایی مثل گوگل باشید. همچنین سایت خود در تمام دایرکتوری‌ها و مرجع‌های آنلاین ثبت کنید. دایرکتوی‌ها یا فهرست‌ها سایت‌هایی هستند که سایت‌های دیگر را معرفی می‌کنند. برای یافتن سایت‌های دایرکتوری در گوگل عبارت «فهرست سایتهای فارسی» را جستجو کنید.

    موتورهای جستوجوی معروف و مهم گوگل، یاهو و بینگ هستند ولی مطمئن شوید که سایتتان در موتورهای جستجوی غیر‌معروف دیگر هم ثبت شود چون تعداد سایت‌هایی که شما را در فهرست خود داشته باشند در رنکینگ موتورهای جستوجوی یاهو و گوگل تاثیر‌گذار است.

     

    ۲. استفاده از فروم‌ها یا انجمن‌ها

    نوشتن مقالات در انجمن‌ها و جواب دادن به پست‌هایی که با کارتان مرتبط است روش بسیار خوبی برای مطرح کردن خودتان است. به‌سادگی با پاسخ دادن به سوالاتی که در فروم ها مطرح می‌شوند می‌توانید به‌راحتی بین علاقه‌مندان به‌عنوان یک متخصص در کسب‌و‌کارتان مطرح شوید. همچنین به سوالات رایج و نیاز‌های اصلی علاقه‌مندان پی خواهید برد. همچنین بررسی کنید که قوانین فروم به ‌شما اجازه بدهد که لینکی از خود را به‌عنوان امضا یا زیر‌نویس قرار دهید. اگر چنین است حتما از این فرصت استفاده کنید تا مردم با خواندن جواب‌‌ها و مطالب شما علاقه‌مند به بازدید از سایت شما شوند. این موضوع باعث افزایش ترافیک سایت شما می‌شود.

     

    ۳. از امضا‌ ایمیل استفاده کنید

    یک امضای ساده با یک توضیح یک‌خطی در مورد مزایای اصلی خدمات خود تهیه کنید. این امضا را می‌توانید زیر هر ایمیلی که می‌فرستید قرار دهید. حتی می‌توانید ایمیل‌هایی با مطالب مرتبط تهیه کنید و با امضای خودتان پخش کنید. دقت کنید که این ایمیل‌ها وقتی دست‌به‌دست فوروارد شوند تعداد خیلی بیشتری از علاقه‌مندان تبلیغات‌ تان را خواهند دید. دقت کنید که احتمالا دوستان کسانی که به کارتان علاقه‌مند هستند و ایمیل فوروارد شده به دستشان می‌رسد نیز احتمالا به کارتان علاقه‌مند خواهند بود.

     

    ۴. وبلاگ‌ها

    این روش افزایش ترافیک سایت هم درست مانند نوشتن مطلب و نظر دادن در فروم ها است. می‌توانید در وبلاگ‌های مرتبط نظر بدهید. بسیاری از وبلاگ‌نویسان از اینکه به‌عنوان مهمان در وبلاگشان مطلب بنویسید خوشحال می‌شوند. مزیت این روش نسبت به نوشتن مطلب در فروم ها این است که از اعتبار وبلاگ و نویسنده اصلی آن برای اعتبار بخشیدن و تایید خودتان استفاده می‌کنید.

     

    ۵. رسانه‌های اجتماعی

    در تمام رسانه‌های اجتماعی معروف صفحه‌ای بسازید و مطالب مفید و ارزشمندی درباره کارتان منتشر کنید. در این صفحات تا حد ممکن به معرفی محصولان خود نپردازید. مطالبی بنویسید که مخاطبان شما از دیدن آن لذت ببرند. شاید بهترین کار انتشار مطالب آموزشی بسیار کوتاه باشد چون به سرعت به افزایش ترافیک سایت شما کمک می‌کند.

     

    ۶. تبادل لینک

    تبادل لینک با سایت‌های غیر‌رقیب ولی مرتبط با کسب‌و‌کارتان یا مرتبط با بازار هدفتان می‌تواند منبع فوق‌العاده‌ای برای به‌دست آوردن ترافیک مفید باشد. در این روش هم شما و هم سایتی که با آن تبادل لینک می‌کنید بهره می‌برند. به سایت‌هایی درخواست تبادل لینک بدهید که رتبه آلکسای آن‌ها تقریبا با رتبه شما یکسان است. توقع نداشته باشید سایت‌های با رتبه بسیار بهتر از شما حاضر به تبادل لینک شوند.

     
    ۷. تبادل تبلیغ

    از فضای تبلیغاتی سایت‌تان برای تبلیغ سایت دیگری استفاده کنید و از آن سایت بخواهید که تبلیغ سایت شما را در سایت خود قرار دهد. این کار چیزی شبیه تبادل لینک است ولی به جای لینک احتمالا یک بنر تبلیغاتی رنگارنگ را تبادل می‌کنید.

     

    ۸. انتشار مقاله

    مقاله‌های کوتاه یا چند‌صفحه‌‌ای بنویسید و در بخش منابع و «درباره نویسنده» توضیحاتی در مورد خودتان و لینکی به سایت خود درج کنید. این مقالات را بسته به طول مقاله به سایت‌های خبری، مجلات معمولی یا مجلات اینترنتی و یا به سایت‌های دانلود و پخش مقالات بفرستید. این مقالات علاوه بر افزایش بازدید‌کنندگان سایت، باعث شناخته شدن شما به‌عنوان یک متخصص در حوزه کاری مرتبط می‌شوند و احتمال خرید از شما افزایش می‌یابد. همچنین عده زیادی این مقالات را باز‌نشر خواهند کرد یا در سایت خود خواهند گذاشت که مقدار زیادی ترافیک و اعتبار مجانی برایتان به ‌همراه خواهد آورد.

    منبع: مدیر سبز
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi جمعه 6 مرداد 1396 05:03 ب.ظ نظرات ()

    كسب و كار اینترنتی : یكی از راه های كسب درآمد سریع و بدون نیاز به سرمایه گذاری راه اندازی كسب و كار اینترنتی است (شما با سرمایه گذاری بسیار كم می توانید كسب وكار خود را در اینترنت راه اندازی كنید) كه اكثر آنها نیز ابتدا از داخل خانه ها آغاز می شود و سپس رشد كرده و تبدیل به شركت های بزرگ می شوند.

     

    اگر شما در حال حاضر كسب و كار دارید اما در اینترنت فعالیت نمی كنید و از اینترنت درآمدی ندارید پس قطعا از بسیاری از رقبا جا مانده اید  از طرفی  بسیاری از كسب و كارهای فیزیكی  و سنتی در حال حاضر رو به نابودی می روند  و جای خود را به كسب وكارهای اینترنتی می دهند ، نگران نباشید در این مقاله به شما می گوییم كه چگونه كسب و كار خود را در اینترنت راه اندازی كنید.

      كسب و كار اینترنتی

     

    خیلی ها بر این باورند كه راه اندازی كسب و كار اینترنتی فقط با سرمایه گذاری زیاد امكان پذیر است و باید برای شروع هزینه های زیادی برای صرف راه اندازی وب سایت و تبلیغات و… شود و یا باید مسلط به برنامه نویسی بود و خود با انجام كارهای فنی پیچیده یك كسب و كار اینترنتی راه اندازی كرد.

    از شما می خواهم به سوالات زیر پاسخ دهید؟؟؟

     

    پاسخ دادن

     

     

    • آیا فكر می كنید برای راه اندازی كسب و كار اینترنتی حتما باید كدنویسی كنید؟

      خیر

    • آیا فكر می كنید نیاز است با شخص متخصص مشورت كنید؟

      بله

    • آیا شما هم فكر می كنید باید كالاهای زیادی را خریده و انبار كنید؟

      خیر

    • آیا بدون سرمایه گذاری زیاد نیز می شود یك كسب و كار آنلاین راه اندازی كرد؟

      بله

     

    به جملات پایین دقت كنید و در ابتدای هر جمله بگوید من می توانم:

    • ۱۰۰% توسط خودتان
    • بدون نیاز به كدنویسی و متخصص
    • بدون هزینه های هنگفت!
    • بدون نیاز به انبار حتی ۱ محصول!
    • بدون نیاز به دفتر كار و در منزل

     

    راه اندازی وب سایت 

    كسب و كار اینترنتی

    قبل از ورود به دنیای اینترنت و اینكه جایگاه و نشانی خود را مشخص سازیم ، احتیاج به نام خود در وب سایت داریم تا از طریق آن هم دارای شناسه و آدرس باشیم و هم با مشتریان ارتباط برقرار نمائیم نام وب سایت می تواند بعنوان قسمتی از نشانی پست الكترونیكی ما به كار گرفته شود تا شناسه اینترنتی ونام تجاری مان را بیشتر مطرح نماید .

     

    مشخصات نشانی وب یا شناسه اینترنتی  تجاری :

     

    نام دامنه

    -نام اینترنتی باید طوری انتخاب شود كه به سرعت در حافظه مشتری جای گیرد و باقی بماند . مثلا نام آمازون خیلی سریعتر از بوك سون لاین در ذهن باقی می ماند .

     

    – شناسه اینترنتی باید كسب و كار را به خوبی معرفی نماید معرفی ساده و هوشمندانه تجارت مورد نظر  در نام سایت از اشتباهی گرفتن آن جلوگیری می كند . مثلا: سایت بوك دانلود به صورت آشكار به بازدید كننده می فهماند كه می تواند در آن سایت كتاب های الكترونیكی را دانلود یا خریداری نماید .

     

    اگر یك نمایه اینترنتی برای تجارت مورد نظر برپا شود نام سایت را می توان مناسب با نام تجارت و یا حتی هم اسم شركت خود انتخاب كرد .

     ۳۴ ایده پولساز كسب و كار اینترنتی

    -شناسه اینترنتی باید كوتاه باشد یعنی مشتری با یك بار شنیدن آنرا به خاطر بسپارد و به راحتی نامشان را در مرورگر وب خود وارد كند . بنابراین نام های پیچیده به هیچ عنوان بخوبی عبارات ساده نمی شوند .

     

    چگونه سایت خود را راه اندازی كنیم ؟

     

    كسب و كار اینترنتی

     

    ۱-در اولین قدم باید سایت های تجاری موجود در اینترنت را مورد مطالعه و ارزیابی قرار داده و با خلاقیت سایت خود را با روش های بازاریابی تكنیك های طراحی بكار گرفته در آنها هماهنگ نماییم تا بتوانیم كارآیی سایت را تضمین كنیم.

     

    ۲-صفحه اصلی سایت را طوری طراحی نمائیم كه در اولین نگاه بر روی بازدید كننده و مشتری تاثیر بگذارد مثلا اطلاعاتی از نام و علامت تجاری ، نشانی دقیق ، چگونگی تماس و شماره تماس و نمابرو  پست الكترونیكی بار صفحه اول قرارگیرد.

     

    ۳-باید بازدید از سایت را برای مشتریان آسان نموده و باید تعداد كلیك هایی كه مشتری از صفحه ابتدایی سایت می كند به حداقل رساند .

     

    ۴-سایت را باید ساده و سبك كرد و از انباشته نمودن سایت به عكس ، موسیقی و … خودداری نمود و باید از تصاویر كه به كار می بریم مطمئن باشیم كه بر كیفیت سایت می افزاید نه اینكه مشتری را گیج می نماید .

     

    تاسیس شركت تجارت الكترونیكی

     

    كسب و كار اینترنتی

     

    شركت های موجود به طور روز افزون از تجارت الكترونیكی برای گسترش شبكه های فروش و بازاریابی خود استفاده می كنند . همچنین تجارت الكترونیكی محور تاسیس تعداد زیادی از شركت هاست .

     

    اینترنت در شركت های كوچك و متوسط بسیار مهم است چرا كه با استفاده از آن می توان هزینه های بازاریابی را به حداقل رساند و در عین حال به بازارهای وسیع تری دست یافت .

    كارآفرینی كه فعالیت كارآفرینانه تجارت الكترونیكی را آغاز می كند لازم است تصمیم بگیرد كه آیا مایل به انجام عملیات اینترنتی داخل شركت است یا این عملیات را به منابع خارجی و كارشناسان اینترنتی بسپارد .

     

    در صورت انتخاب عملیات درون شركت باید رایانه ، خدمات رسان یا سرور ، خطوط اتصال یا روتر و دیگر سخت افزارهای لازم را تهیه كرد و حداقل یك خط تلفن را به اتصال اینترنتی اختصاص داد .

     

    البته اتصال از طریق فیبر نوری كه گران تر است به سرعت دارد جای خود را باز می كند . دیگر امور زیربنایی تجارت الكترونیك عبارت اند از نرم افزار و خدمات پشتیبانی از قبیل طراحی وب سایت و پرداخت الكترونیكی و منابع انسانی راهكار دیگر آن است كه از منابع بی شمار خارج از شركت برای تجارت اینترنتی كمك بگیریم كارآفرین می تواند از شركت طراح وب بخواهد صفحه های وب را طراحی كند سپس آن را روی سرور شركت نصب كند .

    در این صورت وظیفه كارآفرین به روز كردن صفحات به صورت مستمر است .

    به روز رسانی

     

    دو مولفه مهم تجارت اینترنتی عبارت اند از عملیات پیشاپیش و انتصابی كه عملیات پیشاپیش در واقع شامل عملكرد وب سایت است . توانایی های جستجو ، چرخ دستی ، خرید و پرداخت ایمنی چند مثال از این عملیات اند .

     

    بزرگترین اشتباه بسیاری از شركت های اینترنتی آن است كه تصور می كنند وب سایت جذاب با قابلیت های تعامل دو سویه ، موفقیت آنها را تضمین می كند ، ولی در واقع این امر اهمیت عملیات انتهایی را از نظرها مخفی می كند .

     

    نتیجه گیری:

    اگر اطلاعات كافی برای راه اندازی وب سایت خود نیاز دارید می توانید به وب سایتهای كه در این زمینه مشاوره می دهند مراجعه كنید . آرزوی ما موفقیت و پیشرفت شما دوست عزیزم است.

     

    نویسنده : ماهان تیموری

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • smsbaz smsbazi جمعه 6 مرداد 1396 12:22 ق.ظ نظرات ()

    مهم‌ترین عامل در فروش موفق ایجاد مزیت رقابتی است. برای موفقیت در فروش، باید مشتریان را متقاعد كنید كه محصولات شما برتر و مطلوب‌تر از محصولات رقبا است. تمایز، كلید موفقیت در فروش است.

     

    در حال حاضر مزیت رقابتی‌تان چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود محصول شما در ذهن مشتری برتر از هر محصول مشابه دیگری باشد؟

     

    حوزه برتری شما

    حوزه برتری شما چیست؟ محصول یا خدمت شما چه چیزی را به مشتری ارائه می‌دهد كه آن را از همه جهات به مطلوب‌ترین گزینه تبدیل می‌كند؟‌ مزیت اصلی خرید و استفاده از محصول یا خدمت شما كه آن را به گزینه‌ای بهتر از محصولات رقبا تبدیل می‌كند، كدام است؟‌
    مزیت رقابتی ارائه شده توسط محصول، خدمت یا شركت شما،‌ قلب همه تلاش‌های بازاریابی و فروش، دلیل بقا و موفقیت‌تان در بازار رقابتی و كلید موفقیت شما است. به گفته پیتر دراكر «اگر مزیت رقابتی ندارید، هرچه زودتر دست به كار شوید و یكی بسازید».
    اگر از كارتان مطمئن نیستید یا اگر محصولتان مزیت رقابتی ندارد، از خود بپرسید: چطور می‌توانست باشد؟ اگر بخواهم در درازمدت موفق شوم، باید چطور باشد؟

     

    ارزش‌افزوده منحصربه‌فرد

    مایكل پورتر، كارشناس هاروارد در حوزه مزیت رقابتی معتقد است كه باید «ارزش‌افزوده منحصربه‌فردی» برای مشتریان داشته باشید.
    لازم نیست از همه رقبا برتر باشید. فقط باید محصولی ویژه، متفاوت و ارزشمندتر به مشتریان خاص موردنظرتان ارائه دهید.
    مزیت رقابتی شما از نظر كدام مشتریان واقعا متفاوت است؟ تقریبا هر محصول یا خدمت مزایای خاصی دارد كه آن را به گزینه بهتری برای یك گروه خاص از مشتریان تبدیل می‌كند؛ مثلا تصور كنید كادیلاك می‌فروشید. مزیت رقابتی كادیلاك‌ها این است كه اتومبیل‌های لوكسی هستند و تصویر ذهنی مشتریان از آن، اتومبیلی با كیفیت بسیار بالا است؛ اما باید از خود بپرسید «این مزیت رقابتی برای كدام دسته از مشتریان مهم است؟»

     

    ویژگی‌های مطلوب كادیلاك برای افرادی جذاب است كه توانایی مالی خرید اتومبیل‌های لوكس را دارند. بازار هدف شما افرادی نیستند كه فورد، شورولت یا سوبارو سوار می‌شوند، ‌بلكه مشتریان ثروتمندی هستند كه درآمد زیادی دارند.
    بنابراین كادیلاك چه ارزش‌افزوده منحصربه‌فردی دارد كه آن را به گزینه‌ای برتر از بی.ام.دابلیو، آئودی یا مرسدس بنز تبدیل می‌كند؟
    برای پیشرفت در بازار رقابتی، محصولتان باید حداقل در چهار حوزه متفاوت و برتر باشد:

     

    ۱. كیفیت بهتر

    كیفیت توسط مشتریان تعریف می‌شود. مشتری شما چه تعریفی از كیفیت دارد؟

     

    ۲. سریع‌تر و نتایج بهتر

    محصول یا خدمت شما از چه طریق نتایجی سریع‌تر از محصولات رقبا ارائه می‌دهد؟ چرا از نظر مالی و شخصی برای مشتری توجیه دارد؟ اینكه محصول یا خدمت شما نتایج و منافعی را سریع‌تر از رقبا ارائه می‌دهد، چه تغییری در زندگی و كار مشتری ایجاد می‌كند؟

     

    ۳. ارزانتر

    محصول شما می‌تواند از نظر قیمت و از نظر هزینه درازمدت مالكیت، ارزانتر از محصولات رقبا باشد. اگر ارزانتر باشد چه مفهومی برای مشتری دارد و چرا خرید با قیمت كمتر از شما به جای خرید با قیمت بالاتر از رقبا به نفع مشتری است؟‌

     

    ۴. ساده‌تر یا مناسب‌تر

    مشتریان تنبل هستند و همیشه محصول یا خدمتی را ترجیح می‌دهند كه استفاده از آن راحت‌تر باشد. استفاده از محصول یا خدمت شما از كدام جهات راحت‌تر است؟ چرا راحت‌تر است؟ از چه نظر راحت‌تر است؟ چه تغییری در كار یا زندگی مشتری به وجود می‌آورد؟ اگر همه موفقیت فروش به توانایی شما برای متمایز كردن محصول یا خدمتتان از محصولات رقبا بستگی داشته باشد تا به عنوان گزینه مطلوب‌تر دیده شود، آن‌وقت رقبایتان چه كسانی هستند؟

     

    نقاط قوت خود را به حداكثر برسانید

    تمام موفقیت فروش به توانایی شما برای متمایز كردن محصول یا خدمتتان از محصولات رقبا و تبدیل آن به گزینه‌ای مطلوب‌تر بستگی دارد. در این صورت، رقبای شما چه كسانی هستند؟ چرا مشتریان از رقبا خرید می‌كنند؟ چه مزیت‌‌هایی را در آن‌ها می‌بینند؟ از چه جهاتی حس می‌كنند محصول یا خدمت رقبا برتر از شما است؟

     

    صادقانه بگویید كه محصولات و خدمات رقبا از چه جهاتی برتر از شما است؟ چگونه می‌توانید مزایای رقبا یا مزایایی كه مشتری در رقبا می‌بیند را تقلید كنید؟ برای معرفی محصول یا خدمت‌‌‌ به طریقی كه باعث حداكثر كردن نقاط قوت شما و تاكید بر نقاط ضعف و آسیب‌پذیری رقبا شود، چه می‌توانید بگویید یا چه كاری می‌توانید انجام دهید؟

     

    اغلب محصولات و خدمات مشابه هستند؛ مثل رستوران‌هایی كه غذای مشابه ارائه می‌دهند. در این حالت، روش ایجاد تمایز، ارائه خدمات بهتر، گرمتر و دوستانه‌تر به مشتریان است. در بسیاری از موارد، به خصوص وقتی مشتری محصول یا خدمت را كالایی می‌داند كه همه‌جا در دسترس است، كیفیت ارائه خدمات یك مزیت رقابتی به حساب می‌آید كه باعث ایجاد حاشیه امن برای شما در ذهن مشتری می‌شود.

     

    گاهی همه آنچه برای جذب مشتری لازم دارید این است كه در یك حوزه خاص و مهم از نظر او، برتر باشید.

     

    یك تمرین: پشت كارت ویزیت خود دلیلی ده تا پانزده كلمه‌ای بنویسید كه باعث می‌شود یك مشتری مردد و بسیار آگاه به جای خرید از دیگران از شما خرید كند.
    اگر نتوانید مزیت رقابتی خود را پشت كارت ویزیت بنویسید، به احتمال زیاد اصلا آن را نمی‌شناسید یا نمی‌توانید هنگام فروش از آن بهره ببرید.

     

     

    منبع : مدیر سبز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه